تبلیغات
چله - مطالب عمومی
 
سه شنبه 15 مهر 1393 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی
بعد از سالها سلام به چله



نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1 مهر 1391 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

 

این پرچم به بهای خون مردان  و زنان بسیاری پابرجاست؛مردان و زنانی که برای استمرار دین الهی جانشان را بر کف گرفتند و فارغ از قوم و نژاد و قبیله در کنار هم ماندند تا شهادت را در آغوش گرفتند.

مدیون همه آنهاییم.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 9 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

امروز شعری از حامد عسکری را در مجله تازه منتشر شده داستان خواندم. عسکری را از جشنواره شعر خط سوم مرحوم!می شناسم.در داوری ها،شعرش را دیدم و در جشنواره خودش را .آن موقع هم شعری در باره تبریز داشت که مورد توجه جشنواره هم قرار گرفت.

در این روزهای بی خبری و کسالت وبلاگی این شعر را برایتان می آورم:

 

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه

عشق کاری کرده که تبریز می سوزد ز آه

بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد

با من تنهاتر از ستارخان بی سپاه

موی من مانند یال اسب مغرورم سپید

روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه

هرکسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق

کنده پیر بلوطی سوخت نه یک مشت کاه

کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود

یک نفر باید زلیخا را بیندازد به چاه

آدمی زادست و عشق و دل به هر کاری زدن

آدم ست و سیب خوردن،آدم ست و اشتباه

سوختم دیدم قدیمی ها چه زیبا گفته اند

دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 27 اسفند 1390 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی


به پیشواز بهار می رویم
با کوله باری از تمنا و نیاز
و بهار با دامنی از گلهای سرخ و اطلسی
بر آستانه نوروز ایستاده است به بخشش و ریزش و رویش.
...
فرخندگی روز و روزگاران را برایتان آرزومندم و زیباترین ها را ازخداوندگار زیبایی ها برایتان خواهان.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 4 آذر 1390 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی
دیدیم هلاله ندن قامتون بئله خم دور
جواب وردی مگر بولموسن محرم دور




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نوشته زیر نقدی ست بر کتاب شعرم زیر چتر فردا که به قلم دوست عزیزم خلیل غلامی نوشته و منتشر شده است.غلامی تاملات دقیقی در نقد و نظر دارد و من بدون قضاوت نوشته او را همین جا می آورم:


كتاب «زیر چتر فردا» مجموعه شعری‎ست از سید قاسم ناظمی در 106 صفحه با قیمت 16000 ریال. غالب اشعار او از سال 70 است. آخرین شعر او به سال 89 و كهنه‎ترین شعرش به سال 65 برمی‎گردد. این كتاب برخلاف سنت نویسندگی، بی مقدمه آغاز شده است. زیر چتر فردا در 5 فصل تشكیل یافته: فصل اول غزل‎ها، فصل دوم غزل‎های بلند، فصل سوم نو، فصل چهارم دوبیتی‎ها و فصل پنجم رباعی‎ها.

سید قاسم ناظمی را باید شاعری دینی‎ قلمداد كرد. المان‎های دینی شدن یك شاعر بهره بردن از كلیات با واژه‎های معتبر در ادیان است. شعر اگر چه پرداختن به جزییات است، شاعر دینی درصدد آرایش واژه‎ها برای پرداخت‎های كلی‎ست: واژه‎های ناب و مقدس با مفاهیمی كلی. عنوان كتاب نیز از مفهومی كلی برخوردار است. فردا در حوزه‎ی مفهوم دینی، غالبا روز حساب مراد می‎شود. در این جا یك روزنهی پیش برنده یا امید مفهوم آن را پر كرده است.نگاه به فردا از یك خوش بینی دینی سرچشمه می‎گیرد. انسان در ادبیات دینی محدود و حساب پس دهنده است.

در كل كتاب ناظمی نمیتوان نشانی از جزئیات یافت. از واژه‎های مهم و سودمند او حتا برای توصیف بهار یا طبیعتِ هستی تعبیرات كلی را می‎بینیم:

تو گویی كه استاده این جنگل سبز / میان معابد، در اعماق فردا

به آغاز می‎ماند، آغاز خلقت / به رویای آدم، به چشمان حوا

این طبیعت سر سبز زیر الهام آسمانیست. این طبیعت هم گذشته دارد و هم فردا. گذشته‎اش با میوه‎ی ممنوعه آغاز گشته و فردایش به«داس مه نو»و«هنگام درو» می‎انجامد. از رویای آدم نمی‎توان هر تعبیری را پذیرفت مگر معنایی دینی. این معنا در دایره‎ای محدود از تعابیر می‎گردد.در این راستا، امواج دریا و مه آلود بودن جنگل پیروی از فلسفهی رازورزی‎ست. همه‎ی نشانه‎های توصیفی حاوی راز نهفتهاند. همه‎ی عوامل و عناصر طبیعت و انسان در سمت و سوی معنای تو در توست. حلقه‎های زنجیروار نشانهها در طبیعت برای اشاره به«راز» است و نه توصیفی از آن. حریم واژه‎ها مقدس و معناگرایند. هیچ چیزی به حال خود وجود ندارد. هر چیز نشان و اشاره‎ای رو به بالاست. در توصیفات ناظمی كم‎تر بتوان مفهومی یافت كه بریده از حلقه‎ی زنجیروار باشد: جنگل سبز (و نه شرح و توصیفی بیش)، اعماق فردا (با گستره‎ی معنایی خیلی زیاد)، آغاز خلقت (كه سرتاسر مفهومی دینی دارد)، رویای آدم، ولی تركیب «چشمان حوا» متفاوت به نظر می‎رسد.

آفرینش شعری او هم چون دیگر شاعران دینی،تمثیلاست نه تصویر:

حیرت اندر حیرت است این راه، یا این راه نیست! / واحه اندر واحه گمراهی تهاجم می‎كند

توصیفی از خود واژه‎ی حیرت وجود ندارد. حیرت در این جا به مفهومی كلی و در سمت و سوی همان راز و تقدس هستی‎ست. كاربرد این واژه را در ادبیات دینی بسیار می‎توان یافت. در شرح حیرت غالبا به ریشه‎ی لغت در عرب بسنده می‎شود.گاهی طبیعت راهنماست و گاه واحه اندر واحه گمراه كننده است. نیروهای پلید از آن طبیعت نیستند ولی زیباییاشآدمی را به كامخود گرفتار می‎كند. زیبایی می‎تواند در راستای مفهومی معنوی راهنمای انسان باشد و یا این كه ورطه‎ی گمراهی انسان شود. نشانی از چه گونگی این موضوع در اشعار نمی‎توان یافت كه غیر از تمثیل باشد. پرداختن به جزییات دست و پا گیر است. انسان را در بند خود بودن گرفتار می‎كند. جزئیات هم چون پرداختن به معیشت و زندگی‎ست كه از اعماق فردا بی‎خبر می‎ماند. هر توصیف یا نشانی را باید به آن حلقهی معنایی پیوند داد كه روز حساب است. هیچ مثالی از این حلقه جدا نیست. بنا به فلسفه‎ی دینی، این تمثیل‎ها و تعبیرهای شاعرانه نمی‎تواند بر خود بپیچد؛ یا این كه واژه در ساختار خود دخالت كند. شعر انتزاعی بر خود پیچیدن است. شعری كه بی توجه به معنا و مفهوم والا باشد، مترود است. این مفهوم والا از آسمان گرفته تا هستی طبیعی و ظهور و بروز رفتار انسان را شامل می‎شود. كل جریان هستی با واژه‎هایی همراه‎اندكه نگاه فلسفی را از شاعرانگی جدا می‎كند. اگر نگاه فلسفی نگاهی كلی و تجریدی باشد، شاعر آرایههایی می‎چیند كه جزیی‎تر از فلسفه است. شاعر بیش‎تر به آرایه‎های ادبی می‎اندیشد تا گزاره‎های كلی. اما در این جا، واژه‎ها نقش كلیاتی را دارند كه در جهان‎بینی دینی معتبرند.

باران

...

شادمانه می‎رقصد...

تمام كوچه را چون دختركی زیبا

تمام كوچه را نه دختری زیبا، كه «چون دختركی زیبا» می‎رقصد. شادمانی بهار و باران به رقص شبیه می‎شود و از رقص هم دختركی زیبا مراد می‎شود با رعایت حریم دینی.در این گونه شادمانی تصویر دختری زیبا معناساز نیست بل كه، اشاره‎ای كوتاه برای پای‎كوبی‎ست. اما خواننده می‎تواند قید تمثیل‎های اضافی را بزند و تصویری سرراست تولید كند. تصویری كه با زیركی تمام چیده می‎شود. چهره نگاری‎ها از نوع خط و خال و لب یكی از عناصر تولید زیبایی شمرده میشود: من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم.

تنها همین امشب همین امشب مستم كن از لب‎های شیرینت/ تا نقطه‎ای باشم كه بگذارند رندانه در پایان چشمانت.

از لب‎های شیرین و مستی و نقطه فقط تصویری به اشاره می‎آید. واژه‎های عشق و هیجان و آشوبه از كلید واژه‎های كلی‎ست كه مجالی به پرداخت جزیی ندارد. روح در سیر و سلوك امر كلی یا اراده‎ی برتر سرگرم امور جزیی نمی‎شود. اضافات و تمثیل‎ها تركیب‎هایی تولید می‎كنند كه ژرفای واژه‎ها را بیش‎تر می‎كند تا از دسترسی ذهن به موارد تصویری یا عینی باز ماند.

بلوغ زخم/ نسیم زرد درد/ لطافت هزار تیغ/ چشم‎تان هزار مشرق عمیق/ برودت هزار زمهریر، از تمثیل‎های كش‎داری‎ست كه خواننده را در وادی دایرههای بی‎شمار معنایی و تعبیر رها می‎كند. اما موضوع فقط متصل شدن به حلقهی كلی‎ست. انجام و سرانجام موضوع (ازل و آخرت) را حلقه‎ای‎ست كه انسان باید بر آن سوار شود. شاعر نمی‎تواند در اول و آخر موضوع چون و چرا كند. كشف حلقه چون رازی پیچیده و تو در تو خود به خود امری مقدس شمرده می‎شود. گشت و گذار در حیرت و راز هستی یك امر معنوی محسوب می‎شود. گشودن این راز چندان مهم نیست. كسی كه به خود راز پرداخته باشد، به تجرد می‎گراید و از حوصلهی دین بیرون می‎افتد:

با كاروان عشق گذشتند كولیان / این بار هم به نام من آهنگ می‎زنند

به دشواری بتوان تصویری روشن از كولیان و نوازندگی آنان در این اشعار یافت. بعید نیست كه شاعر تجربهی زندگی با كولیان هم نداشته است. ولی این در روند شعر خللی ایجاد نمی‎كند. یك مفهوم كلی از كولی‎ها برای این شعر بسنده است.امیدواری یا مثبت اندیشی یك از عناصر اشعار دینی‎ست. در این راستا، زیبایی طبیعت و موج دریا بر این امیدواری تأكید دارند. ولی گاه عناصر بد و پلید در شعر وارد می‎شود تا تهاجم امواج یادآور راستی‎ها و درستی‎ها باشد:

از این ظلمت مرا پیدا كنید، آی

نه امیدی، نه سوسوی چراغی

شاعری می‎گوید: در این شب سیاه‎ام گم گشته راه مقصود/ از گوشه‎ای برون آ ای كوكب هدایت. نقطه‎ی امید در این شعر سرشار است. كسی كه از سیاهی سخن می‎گوید، واقف به شرایط خود است و در واقع، خود را جدا از تاریكی می‎بیند. زمانی كه همه‎ی امید خود را از دست دادی، آن گاه نجات دهنده‎ای را فرا بخوان: امید در ناامیدی و هجران برای وصل. پاییز برای بهاری دوباره، مرگ برای تولدی نو و زنجیر برای آزادی. نیروهای منفی و بد غالبا یادآور خوبی‎ها و درستی‎ها هستند. تا نباشد راست كی باشد دروغ/ آن دروغ از راست می‎گیرد فروغ - مولوی.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1 مرداد 1390 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی


خبر باز نشر کتاب گیرنده منطقه جنگی در خبرگزاری کتاب ایران




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 فروردین 1390 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

     

 

به صحرا شدم عشق باریده بود!





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 دی 1389 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

 

تا می به لعل او رسد از دست رفته است

شبنم نمی توان به کف آفتاب داد

 

مولانا بیدل دهلوی





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 آذر 1389 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

 

 

چاپ پنجم کتاب خداحافظ سردار به بازار آمد





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
چله
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید قاسم ناظمی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :