تبلیغات
چله - مطالب تیر 1390
 
شنبه 25 تیر 1390 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی


«در شهر کوران دردها دارم ز بینایی» [1]

لبریز داغم،روشنم از شوق شیدایی

 

در این شب تاریک فانوس نگاهم را

باید بیاویزم به تنهایی ، به تنهایی

 

وقتی درختان نیز در گوش قناریها

آرام می خوانند لالایی، لالایی

 

باید ز آتش، صاعقه یک روز پوشانید

برهردرخت خشک بی احساس شولایی

 

*

دربین این ارواح مات شب پرست کور

باید به درویشی قناعت کرد و تنهایی

 

*

وقتی تمام جاده را مه می کشد در کام

ای صبح از پشت کدامین کوه می آیی؟

 

در انتظارت چشمهایم می زند تاول

تا از تجرد تا تجلی راه پیمایی


                                             دی ماه70

[1]                                                                        . نیما یوشیج





نوع مطلب : خیال و تغزل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حسن سامع نصایح روزنامه نگار توانای تبریزی، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز را نقد کرده است و در این نوشته گزکی هم حواله بنده کرده است - و کار خوبی کرده است!- باید یاد بگیریم که گوش شنوایی برای نقد داشته باشیم.عینا نوشته حسن را همین جا برایتان می آورم:


کارنامه، شخصی یا سازمانی

(نقدی بر عملکرد سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز )

 

1-انتقاد شرط لازم برای پیشرفت است و آنانی که از انتقاد واهمه دارند هیچ گاه توسعه نخواهند یافت. در کشور ما معمولا در گفتارها و گفتگوها افراد و به ویژه مدیران اعلام می کنند که حاضر هستند که انتقاد ها را با دل و جان پذیرا باشند، اما در خفا منتقدان مورد عتاب آنان قرار می گیرند.

2-فرهنگ مقوله ای است که اگر در آن "در انتقاد"  بسته باشد نمی توان  آن را دیگر حوزه فرهنگی و هنری خواند. در حوزه فرهنگ و هنر منتقد جایگاه اول را دارد بنابراین کسانی که وارد این حوزه می شوند باید تحمل شنیدن صدای مخالف خود را داشته باشند و گرنه بهتر است دم از فرهنگ نزنند .

3-شهرداری ها در جوامع معاصر نقش اصلی را در اداره شهر ها بر عهده دارند وشهر به عنوان یک موجود زنده در تعاریف دارای هویت  ویژه ای است که بخش مهمی از این هویت را موضوعات فرهنگی و هنری تشکیل می دهد . شهر پیش از آن که با پل ها و ابنیه های تاریخی شناخته شود، با بزرگان فرهنگی و هنری آن معرفی می شود .وقتی نام شیراز را می شنویم قبل از آن که به یاد تخت جمشید و دروازه قرآن بیفتیم، بی درنگ ابیات سعدی و حافظ  در اذهان تداعی می شود تبریز بیش از آنکه  با مسجد کبود و عمارت ساعت معرفی شود، با شهریار شیرین سخن و اشعار نابش به فکر ها خطور می کند.  بنابراین در راستای پاسداشت و زنده نگه داشتن این هویت، شهرداری ها به عنوان متولیان اصلی اداره شهرها باید امور فرهنگی و هنری را نیز در اولویت برنامه های خود قرار بدهند .

4-در کشور ما به دلیل عدم تحقق مدیریت واحد شهرداری نمی توان از شهرداری ها انتظار زیادی داشت، ولی در مقابل نمی شود شهرداری ها را نیز در حوزه های فرهنگی مسئول ندانست. در همین راستا از چند سال قبل به پیروی و تقلید از تهران در شهرداری کلانشهرها و برخی شهرهای بزرگ سازمان ها و معاونت هایی با عناوین مختلف فرهنگی و هنری، هنری، اجتماعی و تفریحی و ... تاسیس شدند که در نوع خود اقداماتی ارزنده و قابل تقدیر بودند و اهالی فرهنگ و هنر را نسبت به آینده فرهنگی شهرهایشان امیدوار ساختند .

5- در تبریز نیز با روی کار آمدن علیرضا نوین در رأس بلدیه تبریز مقدمات ایجاد سازمان فرهنگی و هنری و معاونت اجتماعی و فرهنگی پایه ریزی شد در حال حاضر با گذشت پنج سال از عملکرد این دو نهاد به خوبی می توان ، مدیریت آن را در بوته نقد و سنجش قرار داد.

قبل از نقد عملکردها لازم است به مطلبی اشاره شود و آن اینست که متاسفانه اولاً موازی کاری محسوسی میان عملکرد های سازمان فرهنگی و هنری و معاونت اجتماعی و فرهنگی وجود دارد ثانیاً مسئولان این دو ارگان مدعی هستند که معاونت اجتماعی نقش ستاد و سازمان فرهنگی و هنری نقش صف را ایفا می کند، در حالی که عملاً این گونه نیست و می توان با مروری بر رابطه این دو نهاد به این نتیجه رسید که با توجه به وجود مدیریت های گوناگون در برهه ها یمختلف حوزه فعالیت این دو نهاد با یکدیگر مخلوط شده و از سویی دیگر باید قبول کرد که  با توجه به عدم بودجه و امکانات لازم در معاونت فرهنگی و اجتماعی، این معاونت عملاً در تعطیلی و روزمرگی سیر می کند .

6-سازمان فرهنگی و هنری شهرداری از بدو آغاز فعالیت های خود سه مدیر را در رأس خود دیده است :سید قاسم ناظمی، نوروز قاسمی و حسین نجفی . همه ی کارشناسان و مردم عادی بر  این باور هستند که تاسیس یک سازمان یا یک نهاد و انجمن سخت ترین مرحله و طاقت فرساترین روزها در عمر آن ارگان می باشد بنابراین باید  قبول کنیم که کار رئیس اول سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز بسیار سخت تر و دشوارتر از دو مدیر جانشین او بود و بنابراین نمی توان انتظار زیادی از ناظمی داشت . اما اگر یک نظرخواهی اجمالی از مردم عادی و اهالی فرهنگ و هنر –نه دوستان خودمان- صورت گیرد چه نظری  در مورد مقایسه اقدامات سازمان در سه دوره جداگانه مدیریت آن خواهند داشت؟  ذائقه کدام برنامه ها در کام مردم تبریز و فرهنگیان و هنرمندان این شهر همچنان شیرین می نماید؟ اولین جشنواره تابستانی تبریز، دو دوره جشنواره شعرخط سوم اولین جشنواره عکس فیروزه و یا کارهایی که دردو دوره مدیریت های بعد از سید قاسم ناظمی شکل گرفت ؛ اهالی کوچه و بازار تبریز هم چنان سال 1387 را در ذهن خود دارند . شب هایی که مردم در پارک ها لحظات شادی را تجربه می کردند؟، روزهایی که در نشست های گوناگون حضور می یافتند، کودکان نیز با برگزاری برنامه های متنوع در گوشه و کنار شهر سیراب می شدند . عکاسان سراسر کشور برای اولین بار در پاییز همان سال با رویدادی بزرگی به نام جشنواره عکس فیروزه روبرو شدند و چند روزی را میهمان تبریز و آذربایجانی ها بودند و در حضور بزرگترین عکاسان کشور درس آموختند. ولی دو دوره دیگر چگونه سپری شد؛ هر بیننده عادی نیز می تواند با نگاهی گذرا بر کیفیت عکس های گرفته شده درسه دوره جشنواره عکس فیروزه به دست اندرکاران آن نمره بدهد  و این برنامه ها در زمانی اجرا شدند که سازمان از کمترین نیرو نسبت به دوره فعلی وبودجه به مراتب کمتری برخوردار بود .

اما مهمتراز همه این اتفاقات آشتی هنرمندان و اهالی فرهنگ و هنر با یکی از نهادهایی بود که در ساحت فرهنگ آمده بود تا جای خالی اداره  فرهنگ و ارشاد اسلامی حوزه هنری و ... را پر کند . سازمان و برنامه هایش به پاتوق این چهره های آشنا تبدیل شده بود. قصد تعریف و تمجید صرف از عملکرد سید قاسم نا ظمی را نداریم در کارنامه او نقاط منفی هم وجود دارد که در جای خود قابل نقد خواهد بود  اما خود مدیران ارشد شهرداری هم در گفتگوهای خصوصی شان همچنان آرزوی حضور دوباره مدیری را دارند که اینک در سازمان  فرهنگی و هنری شهرداری تهران فعالیت می کند و قاعده فرار مدیران موفق از تبریز را رعایت کرده است . پس از یک وقفه سه ماهه در دوران سرپرستی نوروز قاسمی در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز که با جنجال همراه بود و دومین جشنواره تابستانی تبریز قربانی آن جنجال ها شد، شهردار تبریز از بین گزینه های متعددی که به او پیشنهاد شده بود دم دست ترین گزینه که از سپاه نیز اعلام بازنشستگی كرده بود برای تصدی سازمان فرهنگی و هنری انتخاب کرد : حسین نجفی

7- حسین نجفی هر چند در یک محیط نظامی پرورش یافته بود، اما بیش از آنکه چهره نظامی داشته باشد شخصیتی فرهنگی جلوه می نمود که در سال های گذشته با نویسندگی در حوزه ادبیات دفاع مقدس برای خود نامی دست و پا کرده بود. اینک حدود دو سال از فعالیت او در این سازمان بزرگ سپری شده است و علی رغم حرف و حدیث های فراوانی که در مورد رفتن او شنیده می شد، توانسته است هم چنان اعتماد علیرضا نوین را جلب کرده و در ساختمان پارک مفاخر جلوس کند .

اینجانب به  دلایل فراوان قصد نقد عملکرد ایشان را نداشتم و با توجه به سابقه دوستی -علی رغم رابطه سینوسی- که میان ما برقرار بوده است احساس کردم این نقد موجب کدورت این مدیر پر تلاش و خستگی ناپذیر شود ولی چاپ اثری قطور از عملکرد سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز در سال 1389 با عنوان«کارنامه» باعث شد تاچند سطری را به رشته تحریر درآورم .

 

 نگارنده  کمتر از یک سال با ایشان در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز افتخار همکاری داشته و پس از كوچ اختیاری ونه اجباری ار آن نیز در انجام چند پروژه نشریاتی با سازمان همكاری داشته و با توجه به سابقه کار با دو مدیریت قبلی – اگر انصاف و عدالت را بتوانم رعایت کنم،چنین حقی را حداقل به عنوان یک روزنامه نگار برای خود قائل هستم که عملکرد دوران مدیریت ایشان را نقد نمایم . 

 شاید تبریز نه تنها در عرصه فرهنگی، بلکه در همه عرصه ها نتواند در سالیان اخیر مدیری به پرکاری حسین نجفی پیدا کند . در وجود این مرد، نمی توان خستگی .و کسالت را دید .پرکاری اصلی ترین ویژگی شخصیت اوست که گاهی مواقع نگارنده خود به شخصه شاهد بوده است که در شبانه روز کمتر از 2-3 ساعت نمی خوابد . بنابراین این پشتکار و فعالیت سزاوار بزرگترین تمجید هاست اما این فعالیت ها به چه بهایی؟ 

شاید خیلی ها نخواهند این مطلب را قبول کنند که در دو سال گذشته كارمندان سازمان فرهنگی و هنری شهرداری با آن تعداد اندکشان -که خوشبختانه در سایه جسارت و مدیریت حسین نجفی چندین برابر شده اند -با چه مشقت های فراوانی رو برو شده اند؛ بسیاری از آنان علاوه بر فشارهای روحی ناشی از کار زیاد با بیماری های مختلف جسمی نیز روبرو شده اند .خانواده بسیاری از این عزیزان که از نزدیک با آنان آشنایی دارم عملاً از حضور همسران خود در داخل منزل محروم شده اند . مگر رضایت شغلی جزء شروط اصلی در بهبود فرایند کاری هر سازمانی نیست! خود مدیران سازمان اگر نخواهند فرافکنی .و انکار کنند، بهتر از هر کس دیگری می دانند که کارمندان آنان از این وضعیت راضی نیستند 

 اما مطلب دیگر اینکه علی رغم این همه فعالیت از سوی این افراد آنان هیچ گاه نتوانسته اندرضایت رییس خود را جلب کنند وهمیشه در آماج انواع نقدها و مهم تراز آن اتهامات قرار می گیرند .شاید این بزرگترین خصلت منفی رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری باشد که نتوانسته است بر قلوب کارمندان خود حکومت کند . 

ولی جدا از این نقد شخصیتی، نقد عملکرد حسین نجفی اهمیت دارد . او در دوران مدیریت خود کارهای ماندگاری را انجام داده است . او تلاش کرد تا حدودی وضعیت آشفته تبلیغات شهری را سر و سامان دهد هر چند چندان موفق نبوده ست در حوزه ایجاد زیرساخت های فرهنگی کارنامه او روشن و درخشان است . ایجاد موسسه هاتف شهر، تاسیس خانه هنرمندان (خانه ختایی) برگزاری هفته فرهنگی تبریز در تهران، نشر ویژه نامه های متعدد فصلی و گاه نامه ها ی گوناگون و چندین برنامه مختلف که در «کارنامه» به طور مفصل به آن اشاره شده است و نیاز به بازگویی ندارد. اما باز خورد این فعالیت ها در افکار عمومی چیست ؟ 

 مطلبی  که نمی توان آن را نادیده گرفت، این است که مدیریت فعلی در حقیقت در حوزه برگزاری جشنواره ها ابتکار چندانی از خود نشان نداده است، جشنواره تابستانی یا عکس فیروزه محصول دوران اول مدیریت سازمان بوده اند و در دوران بعدا عملاً با سیاست های نسنجیده ناکارایی خود را نشان دادند چهارمین جشنواره تابستانی تبریز در سکوت کامل و فقط در قطعه کوچکی از بوستان ائل گولی اجرا می شود و با ایجاد چند غرفه تکراری نشان داده شد  که فقط درصدد ارائه گزارش و چاپ کارنامه 1390 است  . دو دوره جشنواره فیروزه هم به قدری ضعیف برگزارشد که نقد آن در حوزه صلاحیت اینجانب نیست فقط مقایسه نام داوران جشنواره اول و دوم و سوم گویای همه چیز خواهد بود. 

از سوی دیگر مشکل بزرگ مدیریت فعلی این سازمان ،  محدود شدن ارتباط هنرمندان و اهالی فرهنگ با آن است . علی رغم تشکیل خانه هنرمندان، تنها هنرمندانی که سابقه دوستی و ارادت با جناب رئیس را دارند به آن جا رفت و آمد می کنند و بسیاری از هنرمندان این شهر نتوانسته اند با این سازمان میانه ای برقرار کنند .دیدگاه نوطئه آمیز و خود محور در عرصه فرهنگ نمی تواند کارآمد باشد ولی متاسفانه سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز به این بلیه دچار شده است همه فعالیت های سازمان باید در چارچوب و به نام رئیس آن تمام شودو گرنه نامی از آن برده نخواهد شد . بسیاری از اهالی فرهنگ در قاموس مدیریت ایشان تاریخ مصرف دارند و پس از آن به بایگانی سپرده خواهند شد و تلاش در محو وتخطئه شخصیت آنان در دستور کار سازمان قرار خواهد گرفت . 

 برای نمونه می توان به این اثر عظیم و تمام رنگی در کاغذی با جنس عالی که در بیش از 320 صفحه تهیه و چاپ شده است(كارنامه)، اشاره کرد . متاسفانه این کارنامه بیش از آن که نمایانگر سازمان باشد یک بولتن تبلیغاتی برای رئیس سازمان محسوب می شود و اگر کسی نداند فکر می کند که ایشان قصد کاندیداتوری برای انتخابات مجلس را داشته است . در این 320 صفحه، 62 عکس از ایشان در حالت ها و برنامه های مختلف چاپ شده است یعنی در یک پنجم از صفحات این مجموعه. علاوه بر آن در هر برنامه ای سخنان مدیر با آب و تاب فراوان نقش بر بسته است . مهم تر از ان در بخش انتشارات در معرفی آثار منتشر شده در هیچ کدام از آن ها نام سردبیر ذکر نشده است، به جز در معرفی کتاب نهضت اربعین که جناب آقای نجفی سردبیری آن را علاوه بر مدیرمسئولی ،خود بر عهده داشته است  و نامی از افرادی که در چاپ آثاری چون نوروز نامه، تابستانه، پاییزانه، محم نامه ، زمستانه، شهر من و .... نقش اصلی را داشته است ذکر نشده است  

به هر حال امید است روزگاری در این شهر اولین ها مدیرانی در عرصه فرهنگ و هنر قد علم کنند، که نه تنها جنس فرهنگی داشته باشند، بلکه مهمتر از آن نگاه فرهنگی و خاکستری را در سرلوحه سیاست های خود قرار بدهند و از سیاه دیدن همه چیز جز خود و سفید ندیدن همگان جز خود احتراز کنند.

منبع:سایت خبری نصر نیوز





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 تیر 1390 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

1.سلام

2. تابستان است و هوا به شدت گرم خوشا به حال آنهایی که زیر کولر گازی به آینده فرهنگی شهرشان فکر می کنند!!

3.این روزها مشغول نوشتن کتابی در باره جنگ هستم دعا کنید تنبلی و روزمرگی مجال دهد و بر سرانجام رسد.

4.بعد از خواندن- و صحیح تر اینکه دید زدن- گفتگوی پایینی در این مدت طولانی توسط دوستان مناجات متفاوتی را که چندی پیش برادر عزیزم برایم فرستاده عینا برایتان می آورم تا در این ایام زیبا سر حالتان بیاورد و البته همه حالها دست خداست:

مناجات یک فیلسوف ترک

خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی،ندادی.دادی پس گرفتی،ندادی بعدا دادی،ندادی بعدا میخوای  بدی،دادی بعدا می خوای پس بگیری،داده بودی و پس گرفته بودی،اگر بدی پس می گیری،پس گرفتی دادی،پس گرفتی بعدا می خوای بدی،اگر می دادی پس می گرفتی،نداده بودی فکر می کردیم دادی و پس گرفتی، و خلاصه خدا جون سرتو درد نیارم به خاطر همه چی شکر!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سلام،گفت و گوی زیر با بنده در شماره اخیر مجله آیه(دور جدید شماره دوم خرداد1390)از مجلات  گروه نشریات همشهری منتشر شده شاید چیز دندان گیری داشته باشد و هکذا ارزش خواندن.خوشحال می شوم از نظرات دوستان عزیز بهره مند شوم.

زحمت این مصاحبه را روزنامه نگار ارجمند حامد خسروشاهی کشیده است.

 

در ابتدای گفتگو بفرمایید بعد از سه دهه چه تلقی و تعریفی از فرهنگ، هنر و ادبیات انقلاب می توان ارایه نمود؟ 

ما وارث انقلابی هستیم كه چشم‌اندازها، آرمان‌ها و خاستگاههای این انقلاب، پیش از آنکه  اقتصادی باشد، فرهنگی است. حتی در انقلاب ما فرهنگ بر سیاست هم که شالوده اصلی انقلابها به شمار می رود، غلبه داشت. این نکته را می توان در شعارها و مطالبات آن روز مردم جستجو کرد . انقلاب اسلامی در عصری اتفاق افتاد که دنیا در سیطره  ‌اردوگاه‌های كاپیتالیستی و كمونیستی بود اما انقلاب ما ارزش‌های جدیدی عرضه کرد و راههای نویی را گشود. حال این انقلاب كه مطالباتش خواسته‌های كارگری صرف و رفاه‌طلبی نبوده و اس و اساسش بر معنویت استوار شده است، می‌توانست و می تواند مولد فرهنگ، ادبیات و هنر مختص خود و ارزشهای فرهنگی متفاوتی باشد. انقلاب كبیر روسیه را كه نگاه كنید، می‌بینیم كه ادبیات نوین و هنر جدیدی همراه این انقلاب متولد شد. یا انقلاب فرانسه هنر و ادبیات آن دوره را تحت تاثیر قرار داد و ارزشهایشان را با زبان هنر و ادبیات جهانی کرد. انقلاب ما هم به لحاظ خاستگاه‌ها، ریشه ها و رستاخیزی که با خود به همراه آورد می‌تواند بیش از این ها در عرصه فرهنگ و هنر جهانی تاثیرگذار باشد؛ ما به هنر و ادبیات زاییده از این تفكر می‌گوییم هنر و ادبیات انقلاب؛ هنری که به هستی، انسان و زندگی نگاهی الهی و انسانی دارد و در پی احیای ارزشهای معنوی است. به گمان من در این سه دهه قدم‌های خوبی در تولید آثار هنری بر این اساس برداشته شده است اما باید عرض کنم كه هنوز راه درازی تا رسیدن به وضعیت مطلوب در پیش رو داریم. علی رغم تولید آثار فرهنگی و هنری یکی از حوزه های مغفول مانده، حوزه نظریه‌پردازی هنر و ادبیات انقلاب است اگر چه شاید برخی پرداختی به چنین حوزه ای را به بهانه انتزاعی بودن جدی نگیرند اما ضرورت این کار به جد احساس می شود. نبود یک هندسه تئوریک مناسب در این حوزه بر روند تولید هنر و ادبیات انقلاب، افزایش گستره و امکان سنجش آن به شدت تاثیر گذار است.

قطعاً رسیدن به تعریف جامع و تعیین ملاکها، شاخصها و نظام ارزشی این هنر در نهادینه سازی و جهانی کردن آن موثر می باشد.

 آیا تولیدات هنری بر پایه تعریفی كه از هنر انقلاب كردید، متولی خاصی می‌خواهد؟

به گمانم فرهنگ و هنر، متولی حاكمیتی نمی‌خواهد. اگر یك جریان فرهنگی شروع به حركت كند و به نیازهای جامعه پاسخ بدهد راه خودش را باز خواهد كرد. حال اگر یك مجموعه حاكمیتی بخواهد به این جریان فرهنگی كمك كند و هنر برآمده از آن را مطلوب اهداف و آرمانهای خود بداند، بهترین كمكی كه می‌تواند به آن كند، حمایت از گسترش و عرضه آن است. اگر نهادهای حاكمیتی كمكی هم به این هنر و یا ادبیات نكنند و مردم آن را مطلوب خود بدانند، در حد بضاعت از آن استقبال خواهند كرد. ما ادعا داریم انقلابی كرده ایم با ارزش‌های متفاوت، اگر با تکیه بر همین ارزشها، حركتی در حوزه فرهنگ و هنر طراحی كنیم، بهترین راهش سازماندهی هنرمندان تولیدكننده این نوع از هنر، در قالب حوزه‌های غیردولتی است. فرض کنیم نهادی برای حمایت از این نوع هنر بخواهیم به وجود آوریم که بسیار داریم! – قطعاً نتیجه مطلوب نخواهیم گرفت. تجربه نشان داده که كاركرد نهادهای حكومتی در این حوزه چندان با توفیق همراه نیست. چرا که اوصولاً فرهنگ و هنر بخشنامه‌بردار نیست. با دستورالعمل نمی‌شود این جریان را سامان داد. با جرأت می‌گویم حتی اگر سازمانی با بودجه ای کلان هم به وجود بیاوریم به دلیل مبتلا شدن به بورکراسی و درگیرشدن در پیچ و خم‌های رایج اداری از وظیفه ذاتی خود دور خواهد افتاد، و نخواهیم توانست در حوزه هنر انقلاب اثر فاخر پدید بیاوریم. حوزه فرهنگ و هنر این گونه نیست که  بیاییم و بگوییم در مبدأ "الف" این ‌قدر سرمایه گذاری مادی می‌كنیم تا در مقصد "ب" فلان‌قدر فیلم و كتاب با موضوع هنر انقلاب داشته باشیم. حوزه هنر، هزینه مادی می‌خواهد، حمایت معنوی می‌خواهد اما با بخشنامه به جلو نمی‌رود. باید به جامعه هنری اعتماد کرد تا از میان خاکستر آزمون و خطا ققنوس هنر و ادب انقلاب سربرآورد.

 به نظر شما تنوع و تکثر نهادهای فرهنگی در کشور از دلایل کم توفیقی این حوزه به شمار نمی رود؟ آیا می توان عملکرد این نهادها را با هم مقایسه کرد؟

شرط مقایسه صحیح این است كه ما تمام نهادهای موثر در حوزه فرهنگ و هنر را احصا كنیم، سپس عملكرد این نهادها را ارزیابی كنیم. از خودم بارها این سوال را  کرده‌ام كه تنوع و تكثر سازمان‌ها و نهادهای متولی فرهنگ و هنر انقلاب آیا درست بوده است یا نه؟ پاسخ این پرسش هم بله و هم خیر است. از سویی به علت عدم تقسیم دقیق حوزه‌های كاری این سازمان‌ها و نهادها، به فرهنگ و هنر لطمه زده‌ایم و مانع رشد آن شده‌ایم و از سویی هم تكثر مجموعه‌هایی كه وظیفه خود را حمایت از آثار تولیدی در حوزه فرهنگ انقلاب می‌دانند به نوعی بر رقابت دامن زده و به رشد کمی و حتی کیفی آن منجر شده است. اگر در سه دهه پس از انقلاب یك طرح جامع از ارزش‌های كلان فرهنگی و هنری تنظیم می‌كردیم، قطعا وضعیت فرهنگ و هنر انقلاب نسبت به گذشته، بسیار بهتر و پربارتر می‌نمود. به نظر من نبود هماهنگی‌های لازم بین نهادهای متولی نتوانسته است این تكثر را به نفع رشد و تولید بیشتر آثار در حوزه فرهنگ و هنر انقلاب مصادره كند. نهادی كه وظیفه‌اش تولید بوده، به كار عرضه وارد شده و نهادی كه وظیفه‌اش عرضه آثار تولیدی بوده، ‌خود را به حاشیه كشانده و وظایف دیگران را به دوش کشیده است.

با این وصف چه راهکاری برای تاثیرگذاری نهادهای مختلف فرهنگی و پرهیز از دوباره کاری و هرز رفتن منابع و فرصتها قابل ارایه است؟

ببینید در حوزه فرهنگ سه ضلع موثر اصلی داریم. یك ضلع نهادهای حاكمیتی هستند كه وظیفه‌شان حمایت از آثار فرهنگی و هنری و نظارت بر آن است. ضلع دوم تولیدكنندگان فرهنگ و هنرند که این ضلع در درون خود تولیدکنندگان حقوقی را که همان نهادهای غیردولتی هستند پوشش می دهد و ضلع سوم مردمند كه همان مصرف‌كنندگان تولیدات فرهنگی و هنری اند. اینها زنجیر‌وار به همدیگر متصل اند. اگر با همدیگر هماهنگ باشند هم تولید فرهنگی قابل توجه خواهیم داشت و هم مصرف کنندگان داخلی و خارجی به تولید فرهنگی ما اقبال نشان خواهد داد. وقتی ما در شرایطی هستیم كه نه تولید خوب داریم و نه از میزان مصرف محصولات هنری و فرهنگی راضی هستیم، این یعنی یك ضلع یا دو ضلع این مثلث می‌لنگد. فیلم خوب تولید نمی‌شود، كتاب خوب كم تولید می‌شود، ‌عرضه خوب نیست، مصرف اصلا راضی‌كننده نیست. پس باید پرسید ایراد كار كجاست؟ گزارشها نشان  می دهد که هر وقت اضلاع این مثلث کار و وظیفه خود را به خوبی انجام داده اند ما شاهد رشد، بالندگی و گسترش هنر و ادبیات انقلاب بوده ایم. نمونه های بسیاری می توان به دست داد چه در حوزه بخش دولتی و چه در حوزه بخش خصوصی برای نمونه كتابی مثل «دا» تولید و عرضه می‌شود و استقبال خوبی هم از آن به عمل می آید. پدیدآورنده یا متولی آن حوزه هنری است كه یك نهاد حاكمیتی است. كتابی مثل «خاك‌های نرم كوشك» هم تولید می‌شود كه از کمتر حمایت رسانه‌ای و حاكمیتی برخوردار است، اما همپای «دا» توانسته بالا بیاید. این یعنی نهادهای غیردولتی ما هم می‌توانند عملكرد قابل توجهی داشته باشند، حتی بدون حمایت نهادهای حاكمیتی. ضلع سوم که مخاطبانند هر دو اثر را مورد توجه قرار      می دهند و تعداد انتشار این کتابها از 100 چاپ می گذرد. در حوزه سینما هم همچنین است برخی آثار به شدت در سطح داخلی و بین المللی مورد توجه قرار می گیرند و در  الباقی هنرها هم همین طور. پس نتیجه می گیریم که تکثر نهادها در وضعیتی که ما در آن قرار داریم فرصت است اما باید فکری برای نقش آفرینی صحیح و به موقع اضلاع مثلث مذکور کرد و از ورود ضلعی به حریم ضلع دیگر پیشگیری نمود.

به نظر شما وظایف اضلاع و مرزبندی آن چگونه باید تنظیم شود؟

به گمان من تنها وظیفه نهادهای حاكمیتی باید نظارت و حمایت باشد. بخشی از مشكلات ما در حوزه فرهنگ انقلاب از آنجا ناشی می‌شود كه این نهادها وارد عرصه تولید و توزیع می‌شوند. نظارتشان هم باید با قدرت ولی توأم با تسامح باشد؛ ما در این خصوص چهارچوب‌های مشخصی نداریم. وقتی این ممیزی‌ها و محدودیت ها بیش از حد می‌شود، تولید‌كننده فرهنگی هم دلسرد می‌شود. وظیفه تولیدگر هم این است كه بدون توجه به این محدودیت‌ها، تولید فرهنگی و هنری اصیل برآمده از فرهنگ انقلاب و برآمده از آرمان‌ها را بتواند عرضه كند. این پیش‌فرض را داشته باشیم كه احتمال خطا در كار هست؛ اما نمی‌شود به صرف احتمال خطا جلوی تولید را گرفت. حضور پر رنگ دولت در امر نظارت و اعمال سلیقه های فردی مدیران در امر تولید و منوط کردن حمایت به رعایت سلیقه مدیران سیاسی هنرمندان و تولیدکنندگان این عرضه را به شدت منفعل و خنثی خواهد کرد. ضلع سوم مردمند. مردم هم باید علاقه‌مندی‌هایشان را با خرید و استقبال از محصول فرهنگی- هنری نشان دهند. شرط استقبال مردم وجود قابلیت های ادبی و هنری اثر و ایجاد ارتباط آن با سلیقه ها و گروههای سنی مختلف است. آفتی که این روزها در عرصه حمایت از آثار تولیدی گریبان ما را گرفته است حمایت فله ای از برخی آثار تولیدی است. مثلا در حوزه کتاب برخی آثار از سوی نهادهای مختلف به شکل انبوه خریداری و به صورت رایگان توزیع می شود. به طوری که از یک کتاب دهها جلد به دست خواننده می رسد! این روش مناسبی برای حمایت نیست و گاهی می‌بینیم برخی نهادهای حاكمیتی آگاهانه یا ناآگاهانه در پی پایین نگه داشتن سطح سلیقه مردم هستند. وظیفه نهاد حاكمیتی این نیست. امروز بی توجهی به سلیقه عمومی جامعه را دچار کم مایگی و عقب ماندگی فرهنگی خواهد ساخت اگرچه در کوتاه مدت می تواند بر سیطره یک سلیقه خاص منجر شود!

وضعیت فعلی هنر و ادب انقلاب را در عرصه جهانی چگونه می بینید؟

اگر بگویم که ما در جهانی کردن فرهنگ و هنر انقلاب کار قابل توجهی انجام نداده ایم، سخن گزافه ای نیست. ببینید فارسی‌زبانان دنیا قریب 200 میلیون نفر هستند. ایران به عنوان مهد زبان فارسی باید در این سال‌ها از جغرافیای فارسی‌زبانان، مخاطبان زیادی را برای فرهنگ و هنر خود پیدا می کرد. در حوزه جهان تشیع و در دایره وسیع‌تر جهان اسلام، ما می‌توانستیم مخاطبان قابل توجهی برای آثار تولید شده در حوزه فرهنگ انقلاب بیابیم. حالا بماند که ما در سطح جهانی هم مخاطبانی دارم که مشتاق فرهنگ معنوی ما هستند. استقبال از برخی آثار نویسندگان خارجی که با اقتباس از داستانها و فرهنگ ایرانی و اسلامی آثار را تولید کرده اند گواه این سخن بنده است. نهادهای فرهنگی ما باید از خود بپرسند كه چرا ما در سینماهای تاجیكستان یا افغانستان حضور نداریم؟ چرا كتاب‌های شعر و رمان مان به افغانستان نرفته؟ چرا ترجمه‌مان ضعیف است؟ هنوز در تاجیکستان شاعران دهه 30 و 40 شناخته شده تر از شاعران ایرانی دهه70 هستند. با توجیهاتی چون «دشمن نمی‌گذارد» نمی‌توانیم از زیر بار مسئولیت شانه خالی كنیم. تا این نقص را در مورد خود قبول نكنیم، نباید انتظار بهبودی اوضاع را داشته باشیم.

اگر مدعی هستیم که جهان امروز نیازمند و مشتری ارزشهایی است که در انقلاب ما ظهور و بروز یافته، باید پیام و نمود این ارزشها را در قالب آثار فرهنگی و هنری به مخاطبان برسانیم.

 به نظر می‌رسد «شعر» بیشترین سهم را در حوزه‌های مختلف تولید هنر انقلاب داشته است. نظر شما چیست؟

بله، این‌طور است. به جهت اینكه ایران یكی از خاستگاه‌های اصلی شعر در جهان بوده است و طبیعی است اولین قالبی كه تحت تاثیر فرهنگ انقلاب قرار گرفت، شعر بود. در سال‌های نخستین بعد از پیروزی انقلاب و سال‌های دفاع مقدس، شعر تنها رسانه هنری انقلاب به شمار می رفت و شاعران از زندانهای شاهنشاهی تا میدان های نبرد جنگ صدای خود را با زبان هنر به گوش مخاطبان می رساندند. بسیاری از شاعران برجسته ما در این سال‌ها برای اهداف انقلاب شعر سرودند؛ شاعرانی مثل سپیده كاشانی، اوستا شهریار و... جای پای این نوع شعر در سال‌های قبل از انقلاب هم پررنگ است. البته افول و درخشش شعر هم در دهه های گذشته جای بحث و بررسی دارد که جایش اینجا نیست.

به عنوان سوال آخر بفرمایید نهادسازی‌های در عرصه‌ هنر انقلاب چه ضرورتی دارد؟

یكی از غفلت‌های ما در سه دهه گذشته كم توجهی به نهادسازی در حوزه فرهنگ و هنر توسط بخش غیرحاكمیتی بوده است. جریان‌ها و فعالیت های فرهنگی در كشور ما در چهار چوب دولت و نهادهای حاكمیتی اتفاق می افتد و همین  به ابتر ماندن آنها می انجامد. سیاست های حاكمیتی در حوزه فرهنگ، در خوشبینانه ترین حالت هشت سال به هشت سال با تغییرات دولتها عوض می‌شوند و به دلیل نبود برنامه کلان و از آن مهم تر عدم پایبندی به برنامه و گره زدن كلیت جریانات و فعالیتهای فرهنگی به دولت سبب جوانمرگی‌شان می‌شود. شاهد این مدعا اینکه بسیاری از کارهای ارزشمند در این سالها به دلیل تغییر دولتها نا تمام رها شده اند. به گمان من تنها راه توجه به طراحی و ایجاد نهادهای غیردولتی در حیطه فرهنگ و هنر انقلاب است. این بدیهی است كه وقتی وزیر فرهنگ عوض می‌شود، مدیر میانی عوض می‌شود و سیاست حمایتی هم عوض می‌شود! با تأسف باید بگویم که ما پایبند برنامه نیستیم و هر کس از راه می رسد برنامه نویی را با خود به همراه دارد و انگار در نظام اداری ما با سلیقه مدیران هماهنگ می شویم تا با برنامه. پس برای پرهیز از حیف و میل منابع و تعمیق و توسعه تولیدات فرهنگی بهترین کار نهادسازی غیردولتی در حوزه فرهنگ است. اگر ما در آغاز دهه چهارم انقلاب بتوانیم بخشی از وظایف و كارهای دولتی حوزه فرهنگ را به نهادهای غیردولتی كه امتحان خود را در حوزه جلب مخاطب و هم در حوزه سلامت فكری پس داده اند، واسپاری کنیم قطعا موفق‌تر خواهیم بود.

از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید تشکر می کنم.

بنده هم از حوصله شما و خوانندگان محترم تان سپاسگزارم.





نوع مطلب : چانه زنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چله
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید قاسم ناظمی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :