تبلیغات
چله - مطالب اسفند 1390
 
شنبه 27 اسفند 1390 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی


به پیشواز بهار می رویم
با کوله باری از تمنا و نیاز
و بهار با دامنی از گلهای سرخ و اطلسی
بر آستانه نوروز ایستاده است به بخشش و ریزش و رویش.
...
فرخندگی روز و روزگاران را برایتان آرزومندم و زیباترین ها را ازخداوندگار زیبایی ها برایتان خواهان.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


                                                                                                     زیباترین جلوه های  معصومانه زندگی را می توان در نقاشی كودكان و نوجوانان به تماشا نشست. كودكان در نقاشی های خود به ما مجال دیگرگونه نگریستن به جهان و زندگی را می دهند و ما در آرزوهای شور انگیز آنان، لذت زیستن در دنیایی متفاوت را تجربه می كنیم.

رنگ، نقش و خیال، انگار همه زندگی بچه هاست. بچه ها جهان را  از این پنجره زیبا  می نگرند وبرای ما هم فرصت زیبا دیدن را فراهم می سازند. آنان در هزارتوی خیال خود روابط دیگرگونی را می آفرینند و ما را به شگفنی وا می دارند. این كشف های خیال انگیز، جهان را با اتفاقات شكوهمندی می تواند مواجه سازد و همین كار را هم كرده است.

جهان آینده از ذهن فعال و خیال سیار آنان می زاید و پرورش ذهن و فكر و گشایش فرصتهای بلند پروازانه برای كودكان و نوجوانان بی گمان می تواند آینده ملتی را به افق های دست نایافتنی پیوند  زند.

جوامعی كه امروز در ستیغ دانش، فرهنگ، هنر و  تكنولوژی جهانی ایستاده اند در روزگار پیشین این نكته لطیف را در یافته و فرصت تجربه های متفاوت و حتی متناقض را برای كودكان و نوجوانان فراهم آورده اند. جهان امروز محصول اعتماد به كودكان و نوجوانان دیروز است و رفتار امروز  ما با این گروه، جهان آینده را خواهد ساخت.

برگزاری اولین مسابقه نقاشی تهران فرصتی است كه مدیریت شهری برای گسترش خلاقیت، نو آوری و تنفس در فضای دیگرگون، برای كودكان و نوجوانان این مرز و بوم فراهم كرده است. استقبال گسترده و تنوع سنی و جغرافیایی از این مسابقه  نشان از آن دارد كه جای چنین كاری در فضای فرهنگی هنری كشور خالی است.

سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، بر این باور است كه تهران و ایران  آینده،  بر شانه های كوچك این كودكان و نوجوانان خواهد ایستاد؛ كودكانی كه امروز در زیر چتر ما پرو بال می كشند. پس اگر ایرانی پیشرو، خلاق و معنوی می خواهیم امروز باید شعله جسارت، خلاقیت و معنویت را در جان كودكان و نوجوانان این دیار روشن سازیم.

امید كه  استمرار برگزاری این مسابقه علاوه بر ایجاد تحرك فرهنگی و هنری در بین بچه های خلاق این سرزمین، چهره متفاوتی از شهر، خانواده و كودكان شاد ایرانی را به نمایش بگذارد. 





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 اسفند 1390 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

نوشته ای كه در پی می آید یادادشت استاد و روزنامه نگار توانا محمد آقازاده در باره زیر چتر فرداست.بی شك آقازاده در این نوشته به اغماض خواسته است شاعر (بنده) را بنوازد و چشم بر نقص ها بپوشد،بخوانید:

چشمهای کرکس را لبخندیست

 زخم های تنم را به تو می سپارم

این تنها میراث من است

پدرم این میراث را

در یک صبح بهاری

درچشمهای یک قناری کاشت

تا دستهای لرزانش  

از قفس های همیشگی بگریزد

اشکهایم تن ات را می رقصاند

کویر نگاهت داغم می کند

زخم اگر می زند امروز

زیرچتر فردا

پلکهای خیس ام می بارد

نه این ماجرا را پایانی نیست

روزی قنارها هم آوازشان را در گوش زمین نجوا خواهند کرد

شاید آنروز

گنجشک ها ی خسته 

خواب درختهای سبز

را باورکنند 


آنچه خوانده اید واکنش صاحب این قلم به مجموعه شعر زیرچتر فردای؛ سید قاسم ناظمی: است . جمله هایی که از ذهنم بر می خیزند تا شعر های کتاب را معنا کنند- یک شعر فوری که منتظر فرم نمی ماند-. شعر در برابر شعر٬شعر از کجای ذهن برمی خیزد؟ کلمات کدام حرف ناگفته را باز می گویند. ناخودآگاه در هجوم همیشگی اش آگاهی را پس می زند . ادراک را پریشان می کند. جان را به سودا می کشد. از پستو و پسله های اعماق راه به بیرون می کشد . معنا می کند بی معنایی را . زیبا می کند زشتی را . در جهانی که پول و شهوت بودن به هرشکل شعررا پس می زند هر کتاب شعر حرمتی است که آدمی را به خود فرا می خواند.واکنش من از نام کتاب آغاز می شود. فردا لجظه ایست که در آگاهی امروز شکاف می اندازد تا ناممکن لااقل در خیال ممکن شود. چتر ما را از خیسی می رهاند و تلخی های زمانه که بی وقفه می بارند در چتر فردا تسلایی می جویند و بدون این چتر چیزی جز دوزخ نبود که منتظرش بمانیم

ناظمی می گوید: جهل پنجره هارا / شکستیم / که وسعت رنگ هارا از ما دریغ می کرد/- این زبان شعر است . آگاهی را به پنجره ها می دهد. آگاهی کاذب / آگاهی در خود فروبسته و از خود بسته / تا در شورشی که کلمات بر پا می کنند این جهل که یک رنگی را بشارت می دهد در وسعت رنگها بی رنگ شود. کلمات در شعر شورشگرند. فرم در سرریز محتوا همه هستی را ازمعنا لبریز می کنند.معنای دگر شده٬حتی بی معنایی معنایی می یابد. شعر نجات دهنده است.سخنی که حرف فردا را می گوید حتی اگر تنها از امروز و دیروزهای دیرو دور بگوید. این نوشته نقد نیست . تنها یک واکنش است . واکنشی دردآلود.دردی زیبا شده.این را هم بخوانید:جنگل /سکوت / هیج / سرشاخه های لخت /بار هزار ساله خود را/ در ریزش پریشب دیروز

خواستید کتاب را بیابید و همه اش را بخوانید.در جهان ناتمام همه واکنش هادر نیمه راه می مانند.مثل واکنش من در برابر چترفردا 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چله
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید قاسم ناظمی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :