۱ .امشب شب تولد هموطن معصوم ما امام رضاست و ساعت اگر از نصف شب هم گذشته باشد نمی توان به آسودگی سر به بالین گذاشت،پس در وانفسای خشکسال سرودن راهی جز مراجعه به شعرهای پیشین نمی ماند.
۲ .این شعر درست در مقابل ضریح مطهر و در حال و هوایی متفاوت نوشته شده است،شعر را با همان حال و هوا به محضر امام مهربانی و عطوفت تقدیم می کنم.یادم نرفته بگویم این شعر محصول همراهی دوست عزیزی ست که تشویق های او این شعر را به بیت آخر رساند.
۳ .میلاد را تبریک می گویم و به پیشواز نظرات ارزشمندتان می آیم.
* * *
دویده آهوی شعرم چو آهوان به پناهت
نشسته ذوق تغزل همیشه چشم به راهت
بیا غزال غزلهای من،بهار غریبان
ببر کویر دلم را به پیشواز نگاهت
نگاه می کنم انگار گمشده است جهان نیز
بسان آیینه داران میان چشم سیاهت
تو هم نگاه کن این گوشه را که مانده غریبی
به حیرتی ابدی مات خط و روی چو ماهت
من آن گدای غریبم که از تو جز تو نخواهم
تو آن کرامت سبزی بهشت یک پر کاهت
نه من که هست هزاران هزار عاشق بیدل
اسیر زلف سیاهت،زکشتگان تباهت
اگر دلیل بخواهی دلم شکسته ترین دل
وگر گواه،زمین و زمان شوند گواهت
اگرچه بی ادبی می شود که با تو بگویم
به خلوت دل ما هم بیا به فره و جاهت
ولی برای من این آرزو غریب نباشد
که ذره وار نشینم شبی به دامن شاهت
نمی روم ز خیال تو ای بهانه هشتم
خدا گره زده ما را به روی حجله آهت
دلم گرفته بگو هی کنند خیل سواران
که گم شود همه هستی ز گرد پای سپاهت