 وضعیت فرهنگی تبریز روی میز ستاد حوادث غیرمترقبه!!
بخش دوم § اساساً تعریف شما از نهاد فرهنگی و یا تقسیمبندیهای آن چیست؟ تسامحاً میتوان نهادهای فرهنگی را به سه بخش تقسیم كرد : 1- نهادهای دولتی : كه چارچوب مشخصی دارند و در قالب حكومتی و رسمی فعالیت میكنند. مانند وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات اسلامی، آموزش و پرورش، دانشگاهها و ... 2- نهادهای بخش خصوصی : كه متأسفانه حضور این بخش در فعالیتهای فرهنگی تبریز، بسیار ضعیف است. دلیلش نیز عدم وجود اقتصاد فرهنگی است. 3- نهاهای غیردولتی غیرانتفاعی : این نهادها عامالمنفعه هستند ولی تعدادشان بسیار اندك است. یعنی كمتر میتوان یافت مجموعهای را كه از سود اقتصادی صرف نظر كرده و به آفرینش فرهنگی بپردازند. § آیا نمیتوان مساجد را در ردیف قسمت سوم جای داد؟ آنچه در مساجد اتفاق میافتد، تولید فرهنگی كلان نیست بیشتر به امور مقطعی و برنامهسازی فرهنگی و دینی پرداخته میشود و تولید اتفاق نمیافتد آیا در مساجد، به نویسندهای سفارش كار داده میشود؟ یا از تولید یك نمایش حمایت میشود؟ یا اینكه مثلاً برای تدوین یك دایرةالمعارف كار میشود؟ § پس منظور شما از تولید فرهنگی، تولید آثار فرهنگی است؟ مگر غیر از این به چیز دیگری نیز میتوان تولید فرهنگی اطلاق كرد؟ §چرا که نه مثلا تولید نیروی انسانی ؟ بله، ما پذیرفتهایم كه برای ایجاد جهش فرهنگی، نیازمند نیروی انسانی توانمند فرهنگی هستیم و بدون وجود نیروی انسانی نمیتوان تولید فرهنگی كرد اما تربیت نیروی انسانی جز در بستر آزمون و خطا و كار حرفهای امكانپذیر نیست. § منظورم این است كه عموماً نهادهای فرهنگی به مرحلهای میاندیشند كه نیروی انسانی آماده به كار را دارند و حالا ماندهاند كه اینها چگونه و چه چیزی تولید كنند. پس تربیت و تولید این نیروهای توانمند در كجا اتفاق میافتد و چه كسی مسئول این كار است؟ اگر نهادهایی كه برشمردم، بتوانند قوام داشته و قدرت و قوت مادی برای تثبیت و ادامه حیات داشته باشند، میتوانند 2 وظیفه عمده را به سرانجام برسانند كه اولی تربیت هنرمند و نویسنده است. این الان اتفاق میافتد. ولی پس از اینكه این هنرمند تولد یافت چه كار كند؟ برای مثال وقتی خبرنگاری تربیت شد، این خبرنگار چه كاری انجام دهد؟ حالا باید برای ادامه حیات اندیشه كرد و زمینه را برای دوام او مهیا ساخت. یا مثال دیگری میزنم، كلاس نمایشنامهنویسی ترتیب داده میشود و نویسندهای تربیت میشود، اگر این نویسنده برترین نیز باشد ولی زمینهای برای عرضه هنرش نباشد به چه دردی میخورد؟ § سازمان شما چه تدبیری برای این موضوع اندیشیده است؟ اتفاقاً این موضوع در برنامهنویسی سازمان مورد توجه بوده است. سازمان تلاش دارد ضمن بسترسازی مناسب برای تربیت نیروی انسانی فرهنگی و هنری، پلی بزند میان تولیدكننده فرهنگی و مخاطب، یعنی از تولیدكننده حمایت كند برای تولید و نقش انتقال دهنده این تولیدات را نیز به مخاطب ایفا كند. در این حالت یك تحرك فرهنگی جدی در شهر اتفاق خواهد افتاد. بنابراین اگر بتوانیم در كنار نهادهای رسمی، نهادهای خصوصی و عامالمنفعه را وارد گردونه كنیم، خدمات بیشتری به مردم ارائه خواهد شد، مثلاً شما با انجمن خیریه نوبر آشنا هستید، یا صندوق حمایت از مستمندان تبریز، این قبیل نهادها، در زمینههای حمایتی بازده بهتری از كمیته امداد داشتهاند. میتوان مشابه این نهادها را در حوزه فرهنگ ایجاد كرد. یا مثال دیگری از تهران برایتان بزنم مسجدالجواد تهران سالهاست كه جایزه ادبی معتبری را در حوزه ادبیات داستانی اهدا میكند. همین مسجد و حلقه فعال در آن در روزهای نخستین بعد از پیروزی انقلاب خشت اول ادبیات داستانی انقلاب را نهادهاند. § شما در مراسم معارفه خود، از مهاجرت اهالی فرهنگ تبریز سخن گفتید و اشاره كردید كه میخواهید مانع این مهاجرت شوید. آیا برنامههای سازمان را به گونهای تنظیم كردهاید كه به این هدف نائل شوید؟ قبلاً هم عرض كردم. برای جلوگیری از مهاجرت اهالی فرهنگ، باید آنها را به رسمیت شناخت و مسئولین بایستی بپذیرند كه حداقل به اندازه بناهای عمرانی به این سرمایهها هم توجه داشته باشند. برای مثال برای سرپانگهداشتن بناهای تاریخی، سالیانه هزینههایی صرف میشود چرا كه این عمارات نماد شهر هستند. حال این باور باید وجود داشته باشد كه هنرمندان و اهالی فرهنگ نیز سرمایههای معنوی شهرند. امثال شهریار، استاد دولتآبادی، عبدالمجید نجفی، استاد مقبلی، استاد شریفی، استاد پوراظهری و ... سرمایههای تبریز هستند ولی هیچ هزینهای برای ماندگاری اینان نكردهایم. مگر ما چقدر برای شهریار خرج كردهایم؟ یا برای دیگر بزرگان؟ بنده فكر میكنم كه نهادهای دولتی و مسئولین، نه حمایت بلكه سهم خود را نسبت به این چهرهها باید بپردازند. چرا كه اینان نیاز به حمایت ندارند بلكه این مائیم كه به اینان نیازمندیم و بنابراین باید دین خود را نیز در قبال این افراد ادا كنیم. § ضمن احترام به دیدگاههای شما، این مطالب كه اشاره كردید، مسائل تئوریك هستند كه قبلاً نیز به آنها معتقد بودید. امروز كه در صدر سازمان فرهنگی هنری قرار گرفتهاید، آیا برای این مبانی تئوریك ظرفیت لازم را جهت عملی شدن مشاهده میكنید؟ خوشبختانه در اساسنامه، مواردی كه اشاره كردید، پیشبینی شدهاند. اما در باب اینكه این تئوریهای فرهنگی تا چه حد قابل اجرا هستند، باید عرض كنم كه در بودجه سال 86 اكثر موارد یاد شده، مورد توجه بودهاند. برای مثال در بودجه امسال به منظور تكریم شخصیتهای برجسته فرهنگی، اعتبار خوبی اختصاص داده شده است. برای تكریم و تجلیل نیز مكانیزم خاصی پیشبینی شده كه بیشتر معطوف به دوام ارزشمندی این عزیزان خواهد بود. یا در خصوص تولید فرهنگی نیز، برنامهریزی شده است تا بیشتر تولیدات توسط بخش غیردولتی و خصوصی انجام گیرد و بر این اساس ما سفارش كار به نویسندگان و هنرمندان ارائه خواهیم داد. § شما از اسفند 84 درگیر استقرار و تثبیت سازمان بودهاید. ولی ظاهراً در همین فاصله نیز كارهایی شده است. اشارهای به این فعالیتها داشته باشید تا مردم بیشتر آشنا شوند. در ضمن فهرستی از فعالیتهای پیشبینی شده برای سال 86 را نیز بفرماید تا در پایان سال مورد سنجش قرار گرفته و عملكرد شما بهتر ارزیابی شود. ازاسفند84 تا اسفند 85 كارهایی در چهارچوب سازمان انجام شده است كه بخش عمدهای از آنها از طریق سایتهای خبری و فرهنگی سازمان و مطبوعات و رسانهها به اطلاع عموم رسیده است و شاید اینجا مجال مناسبی برای اشاره به تكتك آنها نباشد. اجازه بدهید تنها به رویكردهای كلی این كارها اشارهای بكنم. سازمان به كارهای زیربنایی توجه اساسی داشته و سعی كرده به فعالیتهایی دامن بزند كه برجا مانده است، توجه به كارهای مشاركتی و همراه كردن نهادهای فرهنگی دیگر با سازمان و سازمان با آنها از اهداف سازمان بوده و در طی سال گذشته در بسیاری از فعالیتهای فرهنگی، علمی و هنری استان مشاركتی جدی داشته است، سازمان واگذاری فعالیتهای فرهنگی را به خود اهل فرهنگ جدی گرفته و در طی سال گذشته با حمایت از تشكیل نهادهایی با عنوان «باشگاه» و «خانه» از مشاركت اهل فرهنگ، هنر و علم نیز بهره گرفته است، باشگاه وبلاگ نویسان، خانه شاعران، خانه نجوم، خانه حكمت و فلسفه و ... از این جملهاند، بهرهگیری از فضای مجازی و اینترنتی برای معرفی قابلیتهای تبریز از جمله كارهای مهمی بوده كه سازمان به آن اهتمام داشته است، تولید و به روزرسانی سه سایت اینترنتی، ایجاد وبلاگ برای گسترش فضای ارتباطی با مخاطب قابل توجه سالیانه بیش از یك میلیون بیننده، بخشی از این كارها به شمار میرود. برای سالجاری هم برنامههایی طراحی شده است كه به مرور و با اطلاعرسانی قبلی انجام خواهد شد. § به برخی از آنها اشاره كنید. از برنامههایی كه حضور ذهن دارم عبارتند از توسعه تشكلهای فرهنگی، هنری و اجتماعی تحت پوشش سازمان، برگزاری جشنواره تابستانی تبریز، برگزاری جشنواره سراسری شعر، مشاركت با دانشگاه تبریزدر برگزاری كنگره بینالمللی مولانا، برنامهریزی برای انتشار روزنامه شهرداری تبریز، جشنواره مطبوعات و رسانههای شهری در حوزه آذربایجان، تولید كتابهای رایگان برای ارتقای شاخصهای فرهنگی، برگزاری نشستهای تخصصی علمی و فرهنگی، تجلیل از نخبگان و چهرههای فرهنگی، علمی، هنری و اجتماعی شهر و ... به گمانم برای این مصاحبه همین قدر كافی باشد. ضمناً پیگیر تجمیع فعالیتهای فرهنگی و هنری شهرداری از جمله انتقال مدیریت فرهنگسراها به سازمان هستیم.
|