ای شمایان!این منم آتش تماشایم کنید زهر مرگم ای هوسناکان تمنایم کنید کوه خشمم،رعد و برق غیرتم،طوفان منم خاک و خاشاکید بگریزید،پروایم کنید تیغ عریان حسینم،یادگار مرتضی چشم بگشایید و با حیرت تماشایم کنید روح طوفان خیز دریایم،ابوالفضل رشید با تمام واژه های زنده معنایم کنید من ذبیح حج نافرجام خویشم،تیغها گر منا اینجاست برخیزید و احیایم کنید سر مکنونم که با صد زخم مستورم،مگر تیغ بردارید و"شرحه شرحه افشایم کنید" گر کسی پرسید سقای عطش کامان کجاست لب فرو بندید و سرسختانه حاشایم کنید گم شدم آن سوی نخلستان ز خجلت بعداز این برفراز نیزه های کینه پیدایم کنید
|