تبلیغات
چله - تبریز مدیر فرهنگی ندارد ! بخش پایانی
 

یک­سال و نیم از تجربه­ی مدیریت شما بر سازمان فرهنگی­هنری شهرداری تبریز می­گذرد. اگر فرض کنیم که شما همین تجربه را دارید ولی هنوز سازمان فرهنگی­هنری تاسیس نشده است و تازه ایده­ی تشکیل چنین سازمانی در ذهن اهالی فرهنگ پخته شده و آمده اجرایی شود. حالا به شما ریاست این زمان را پیشنهاد می­کنند. آیا دوباره حاضرین این مسوولیت را قول کنید؟

وقتی این پیشنهاد به من شد تا بیایم به این سازمان، با توجه به این­که قبلاً هم چند جا مدیر تاسیسی شده بودم، زیاد ذوق­زده نشدم چرا که کار در نهاد نوپا و تاسیسی سهل و آسان نیست. مدیر تاسیسی یعنی این­که تو باید همه چیز را از اول شروع بکنی و این خیلی کار خسته کننده­ای است، پیش خودم تصمیم گرفته بودم که در هیچ جایی مدیر تاسیسی نشوم. چون کاملاً بر دردسرهای چنین مدیریتی آگاه بودم.  مدیر تاسیسی معمولاً صدمه و لطمه می­بیند و خیلی کم داریم که یک مدیر تاسیسی از منافع معنوی آن کار بهره­مند شده باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم که به هیچ جایی که تازه­تاسیس هست نروم. حتی در تهران یک کاری به من پیشنهاد شد که آن هم از نوع تاسیسی بود، من قبول نکردم. علی­رغم این­که سه ماهی هم حقوقم را قطع کردند تا بلکه قبول کنم. کار هم کار خوبی بود و از لحاظ فرهنگی هم جایگاه خوبی داشت ولی چون کار تاسیسی بود، آن­جا نرفتم. اما وقتی که آقای نوین این مسوولیت را به من پیشهاد کردند من به چند دلیل آن­را پذیرفتم. یکی این بود که واقعاً تشخیص من در مورد آقای نوین این بود که واقعاً با اراده­ی قوی برای خدمت آمده است. چون در آن مقطعی که ایشان آمد و شهردار تبریز شد، من خودم بهش گفتم که آدم یا باید دیوانه باشد تا در این مقطع چنین مسوولیتی را قبول کند یا واقعاً علاقه­مند به خدمت باشد. چون چند ماه بیش­تر به پایان دوره­ی دوم شوراها نمانده بود و معلوم نبود شورای سوم چه برخوردی با مدیران شهرداری داشته باشد. واقعاً ریسک­پذیری بالایی داشت. من به خاطر شخصیت این فرد مسوولیت را پذیرفتم.
دلیل دومم این بود که به خاطر حضور در تهران و آشنایی با فعالیت سازمان فرهنگی­هنری شهرداری تهران می­دانستم اگر این سازمان در تبریز درست تاسیس شود، چه تاثیری می­تواند بر روی تحول شهری داشته باشد. و می­دانستم که به هر حال من از منافع این سازمان بهره­مند نخواهم شد و تبعاً این مدیران بعدی هستند که خواهند آمد و خواهند دید که یک ساختار حاضر و آماده در اختیارشان است. یک مدیر تاسیسی که از صفر شروع کرده است، نمی­تواند از منافع سازمان برخوردار شود و بیش­تر مجبور است از خودش هزینه کند و تاوان پس دهد. من آن تاوان را پس داده­ام. جالب است بدانید که اولین درخواست­هایی که برای سازمان کشیده­ایم چیست. یک بسته خودکار، یک بسته کاغذ، یک عدد مداد تراش، یک عدد مداد پاک­کن، پنج تا زونکن. این­ها درخواست­های اولیه­ی این سازمان را تشکیل می­دادند. جای آماده­ای نبود که بگویند: تو بیا این­جا مدیریت کن.
ولی با همه­ی ناملایمات و سختی­ها اگر این شرایطی که گفتم باز فراهم باشد، مدیریت این سازمان را دوباره قبول می­کنم. فضای راحتی نیست. شماببینید در داخل سازمان فربهی مثل شهرداری تبریز، سازمانی تاسیس می­شود که ماموریت­هایش هیچ سنخیتی با ماموریت­های معمول کل مجموعه ندارد. عقبه ندارد تا به آن تکیه کنی. مدیر چنین سازمانی باید با مجموعه تعامل کند، با شورای شهر تعامل کند، این سازمان را در شهر جا بیاندازد. واقعاً اگر یک قضاوت مناسب شود، جا انداختن سازمان فرهنگی­هنری را به عنوان یک نهاد فرهنگی تاثیرگذار در تبریز در مدت یک­سال کار کمی نیست. این اتفاق افتاده است. یعنی بعید می­دانم اهل فرهنگ و هنری باشند در این شهر که نام سازمان را نشنیده باشند. اسم مهم نیست درست ولی ما یک نهاد بیست ساله نیستیم که بگوییم خوب همه ما را می­شناسند. من آن زمان که در مجتمع سینمایی حوزه بودم، برای ما نامه می­نوشتند با این عنوان: مجتمع فرهنگی، سینمایی ارشاد اسلامی. در حالی که بیست سالی بود که سازمان وجود داشت. می­خواهم بگویم که چیز کمی نیست که در شهر تبریز به پشتوانه­ی یک سال فعالیت، یک سازمان، توانسته حداقل خودش را بقبولاند و در سال اول هم آن­قدر کار انجام داده است. البته با توجه به امکانات، توان و نیروی انسانی­اش. نمی­گوییم کارهای خیلی بزرگی انجام داده ولی این فعالیت فکر می­کنم قابل قبول باشد.
به همین دلیل علی­رغم میل باطنی­ام اگر همان شرایط محقق شود، قبول می­کنم. این را هم بی­تعارف می­گویم که اگر در آن زمان احساس می­کردم که گزینه­هایی بهتر و قوی­تر از من برای مدیریت سازمان مطرح است، فکر می­کنم که این مسوولیت را قبول نمی­کردم.

تعامل شما با مجموعه­ی شهرداری چگونه است. زیاد که اذیت نمی­شوید.

شهرداری یک مجموعه­ی خدماتی است که باید به طرف نهاد اجتماعی شدن، برود. باتوجه به تحولات اجتماعی و مطالبات مردمی که به وجود آمده این کار در حال انجام است. شهرداری دیگر یک نهاد خدماتی -حداقل در کلانشهرها- شناخته نمی­شود. این سازمان فربه دارای نهادها و سازمان­های مختلف است که تعامل و ارتباط آن­ها با یکدیگر به شکل قانونمند اتفاق می­افتد. اگر انتظار شما از تعامل شهرداری با سازمان فرهنگ،هنری مثل دیگر نهادها فرهنگی مثلاً فرهنگستان هنر یا شورای عالی انقلاب فرهنگی باشد، این طور نیست. علی­رغم این­که آقای نوین دغدغه­های عمیق فرهنگی دارند ولی شهرداری فقط آقای نوین نیست. شبکه­ی عظیمی از مدیران است و این­ها هر کدام خودشان کلی کار دارند. این طور نیست که مصرف­کننده­ی صرف باشند و منتظر که این سازمان فرهنگی­هنری چه تصمیمی برایشان می­گیرد و چه برنامه­ای دارد. در حقیقت یک تعامل اداری است. فعلاً ما را تحمل می­کنند و با ناسازگاری­های ما می­سازند.


خیلی ممنون آقای ناظمی. حدوداً یک ساعت و چهل دقیقه با هم بودیم.


من هم از توجه نشریه­ی ارزشمند شما به مسایل و دغدغه­های فرهنگی سپاسگزارم و امیدوارم مطالبی که در این گفت­وگو مطرح شد، زمینه­ی نقد و ارایه­ی نظرات فرهیختگان را در پی داشته باشد. باز هم سپاسگزارم.

 





نوع مطلب : چانه زنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 14 شهریور 1396 10:15 ق.ظ
I am really happy to glance at this blog posts which consists of lots of
valuable facts, thanks for providing these kinds of statistics.
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:08 ب.ظ
Hello There. I found your blog using msn. This is an extremely well written article.
I'll make sure to bookmark it and return to read more
of your useful information. Thanks for the post.

I'll certainly return.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 11:17 ب.ظ
continuously i used to read smaller posts that also clear their motive, and that is also
happening with this post which I am reading now.
چهارشنبه 1 مهر 1388 08:35 ق.ظ
سلام وب جالبی داری...........راستی لینكتون كردم
یکشنبه 1 شهریور 1388 11:29 ب.ظ
سلام.دیدگاههای کاملا متین و سنجیده ای بود.نقش این سازمانهای فرهنگی در ارتقاء فرهنگ شهروندی بسیار مهم است به شرط آنکه کسی که این پست را به عهده می گیرد هم دانش و بینش کافی را در این زمینه داشته باشد و هم پشتکار قوی داشته باشد
یکشنبه 1 شهریور 1388 02:10 ب.ظ
دانشمند مشهور و رهبر فرهنگی تالشهای قفقاز بعد از چهار سال زندانی شدن توسط دژخیمان رژیم باکو در زندان باکو به شهادت رسید.
پروفسور نوروز علی محمداف ....مردی که با تمام وجود به ایران عشق میورزید....
یکشنبه 1 شهریور 1388 11:42 ق.ظ
سلام آقا سید,
نوروز قاسمی:بر پایی دومین جشنواره تابستانی را موفقیت‌آمیز دانست و خاطر نشان كرد: تجربه دومین جشنواره و برنامه‌ریزی اصولی و هدفمند در سال‌جاری و در كنار آن تدبیر و تلاش برای كاهش حاشیه‌های سال گذشته زمینه‌ساز بر‌پایی موفق دومین جشنواره با بیش از 300 برنامه متنوع فرهنگی هنری بود.
قاسمی گفت تعمیم برنامه‌های جشنواره به تمام نقاط و محلات شهر را ویژگی عمده جشنواره امسال دانست و گفت: دیدار با معلولان، آسایشگاه باباباغی، كودكان بی‌سرپرست و برپایی همایش اعتیاد و راه‌های پیشگیری از آن از جمله مهم‌ترین برنامه‌های خوزه اجتماعی دومین جشنواره تابستانی بود.
همانطور که از نزدیک شاهد جشنواره سال گذشته بودم و با بیش از 20 گیگابایت عکس جشنواره را مستند کرده ام همه این برنامه ها ایده جنابعالی بود و نمی دانم قاسمی چه کاری بجز کپی کارهای سال گذشته جنابعالی کرده که با فاتخار از آن بعنوان ویژگی عمده جشنواره امسال دانسته. اصل خبر در خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805311398
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


چله
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید قاسم ناظمی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :