تبلیغات
چله - تبریز مدیر فرهنگی ندارد ! سه
 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

                                                                    

                                                                                

بحثی ست در مورد تبریز که این شهر دچار ایستایی فرهنگی است. یعنی از زمانی که من به یاد دارم و حتی قبل­تر از من همین طور بوده. مثلاً در شعر ما بعد از شهریار شاعری در همان قد و قواره نداریم. شعر گفته­اند و هیچ کس نه تنها قلهآی مثل شهریار نشده بلکه حتی به دامنه­ی این قله هم نزدیک نشده. وقتی حرف از تحول فرهنگی به میان می­آید من فکر می­کنم تنها یکی از عوامل موثر مدیریت فرهنگی باشد. عوامل دیگر فرهنگی کجای کارشان گیر دارد و چرا دیگر عوامل در سکون و رخوت گرفتارند؟

همان­طور که می­دانید من به خاطر مشغله­هایی که در دو دهه­ی اخیر در این فضا داشته­ام، در این مورد زیاد مداقه کرده و نوشته­ام و تقریباً می­دانم که برای این شهر چه کار باید کرد. سه دهه از انقلابمان می­گذرد. ما اگر برگردیم به هفتاد سال قبل این شهر وضعیت دیگری دارد.حتی این منطقه وضعیت دیگری دارد. ولی ما می­بینیم که هر چه قدر به سال­های تقویم شمسی اضافه شده است، تبریز محوریت خود را به تدریج از دست داده است. چه دلیلی دارد؟ البته این گفت­وگوی کوتاه مجال بررسی زوایای این مساله را نخواهد داد. یک زمانی بود که کتاب­های اول فردی مثل جلال­آل­احمد که ساکن تهران بود، در بازار شیشه­گرخانه­ی تبریز چاپ شده است. ولی امروز در بازار شیشه­گرخانه تقریباً کتابفروشی وجود ندارد.

حالا من می­خواهم یک سوال از شما بپرسم؛ آیا فرهنگ را دولت­ها می­سازند و یا ملّت­ها؟

پاسخ این سوال خیلی سخت است. چون با قاطعیت نمی­توان گفت که دولت­ها سازنده­ی فرهنگند یا ملت­ها. ولی نکته­ی ظریفی در این میان وجود دارد. اگر ما پازلی را بتوانیم بسازیم برای تولید فرهنگ، به نظرم باید این سه عنصر در داخل این پازل قرار بگیرند؛ یکی دولت است، دیگری نهادهای عمومی و سومی ملت. اگر بخواهیم با این مقدمه وارد شویم، می­بینیم که چیزی به نام نهادهای عمومی در تبریز موضوعیت ندارد. یکی از بحث­هایی که در حوزه­ی فرهنگ مطرح است، بحث معیشت اهالی فرهنگ است. یعنی اقتصاد فرهنگی. به این اقتصاد فرهنگی حداقل در سه دهه­ی اخیر توجه نشده است. بحث معیشت در فرهنگ اصلاً موضوعیت نداشته است. آیا تمامی هنرمندان را می­توان کارمند کرد. آیا تمامی افرادی که در حوزه­ی فرهنگ کار و تولید می­کنند را می­شود، کارمندان فرهنگ کرد. امکان­پذیر نیست. ما اگر می­توانستیم این سه عنصر را درست طراحی و حوزه­ی نقش­آفرینی هر یک را تعریف کنیم، شاید الان آن رکودی را که شما می­گویید، نداشتیم.
اگر دولت بیاید و وظیفه­ی خود را درست انجام دهد نه این­که به عنوان رقیب وارد شود. اگر نهادهای عمومی وظایف خود را انجام می­دادند و بخش خصوصی هم به وظایف خودش عمل می­کرد الان وضعیت پویایی را شاهد بودیم که متاسفانه این­طور نیست. شما برای من پنج نهاد عمده­ی فرهنگی را در این شهر نام ببرید که مستقل عمل می­کنند و وابسته به دولت نیستند. تقریباً وجود ندارد. نهادهایی که بتوانند بخشی از اهل فکر را تحت پوشش قرار دهند و ضمن تولید فرهنگ، معیشت این افراد را هم تامین کنند. ببینید من حداقل با دو تا سه نسل از اهالی حوزه­ی فرهنگ همراه بودم. وقتی نگاه می­کنم می­بینم کسانی که با من شروع کرده­اند، تا یک زمانی مسیر اوج را پیمودند ولی حالا کجا هستند؟ یا در فلان کارخانه پشت دستگاه نشسته­اند یا در اداره­ای کارمندی می­کنند و تولید فرهنگی هم ندارند. در حالی که در درون این افراد یک شهریار یا یک ایرانی بالقوه وجود داشت. و یا این­که مهاجرت کرده­اند. شق سوم خیلی نادرند؛ افرادی که دوام آورده­اند و همین­جا مانده­اند. شما نگاه کنید در حوزه­ی داستان، افرادی که از دهه­ی شصت منتقل شده­اند به دهه­ی هفتاد و هشتاد کدامند. نمی­خواهم نام ببرم. نه این­که در این افراد توان و استعداد نبود. شرایط برای آن­ها فراهم نشد. ما صرفاً با تشکیل کلاس و جلسه­ی داستان که حالا بیاییم پنجاه نفر داستان­نویس تحویل شهر بدهیم، نمی­توانیم کار مستمر فرهنگی را سامان بدهیم. این­ها روی پای خودشان نمی­توانند، بایستاند.
من اصلاً مشکلی با مهاجرت ندارم. گاهی هنرمند به جایی می­رسد که نمی­تواند در قالب شهر تبریز فعالیت کند. خوب مجبور می­شود مهاجرت کند ولی بخشی از اهالی فرهنگ باید در این شهر بمانند و زندگی کنند. حالا این­ها چطور باید زندگی خود را بگذرانند. آیا همه­شان باید کارمند اداره­ی ارشاد شوند. این­که ممکن نیست. باید برای ماندن و فعال بودن آن­ها نهادسازی شود، هم در بخش عمومی و هم خصوصی. بخش دولتی نمی­تواند نهادسازی کند. و جالب این­که هنرمندان این شهر، از دولت انتظار چنین کارهایی را دارند. و جالب­تر این­که دولت در برابر نهادهای مستقل فرهنگی هم که ایجاد می­شود، مانع ایجاد می­کند. وقتی من می­گویم هیچ کس به وظایفش عمل نمی­کند یعنی این. وظیفه دولت مشخص است، وظایف بخش عمومی و بخش خصوصی هم مشخص است. تولید فرهنگی در همین دو بخش اخیر صورت می­گیرد نه در دولت. دولت نمی­تواند. وظیفه­ی اصلی دولت حمایت کردن است. ولی می­بینیم که همین که نهادی مستقل و خصوصی در این شهر سربرمی­آورد و فعالیت می­کند شاید از اولین موانع پیش­رویش دولت باشد. چرا که انگار دولت فکر می­کند که او با دولت رقیب است. در تهران این طور نیست. ناشری هست که نزدیک به سی نفر نویسنده در آن فعالند. مگر دولت می­تواند چنین کاری بکند. در حوزه­ی مطبوعات هم همین طور است. در هیچ حوزه­ای ما نهادسازی نکرده­ایم و اگر هم اتفاقی افتاده باشد و نهادی هم درست شده باشد به جای این که به چشم فرصت به آن نگاه کنیم، مشکل حسابش کرده­ایم.
اگر الان در شهر ما پنج نهاد و قله­ی فرهنگی در حوزه­های مختلف وجود داشت، الان معیشت بخش عظیمی از اهالی فرهنگ حل شده بود. بسیاری از مشکلات فرهنگی این شهر مرتفع می­شد. عرض من این است که اگر این حلقه­ی سه­گانه درست عمل می­کردند ما الان باید حداقل یک ناشر فعال و قوی در این شهر می­داشتیم. یک روزنامه و موسسه­ی مطبوعاتی قدرتمند، یک موسسه­ی سینمایی پویا. من دارم براساس سوابق حرف می­زنم. قبل از این­که جشنواره­ی فیلم فجر برگزار شود، در تبریز جشنواره­ی وحدت برگزار شده بود. قبل از این­که جشنواره­ی تئاتر فجر برگزار شود، جشنواره­ی 17 شهریور در این شهر برگزار شده است. آدم وقتی نگاه می­کند، می­بیند این­ها پتانسیل­های بالایی بودند. ولی هیچ کدام از این­ها به سال­ها و دهه­های بعدی منتقل نشد.





نوع مطلب : چانه زنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 14 شهریور 1396 08:50 ب.ظ
Wow that was odd. I just wrote an incredibly long comment but after I clicked
submit my comment didn't appear. Grrrr... well I'm not writing all that over again. Regardless, just wanted to say great blog!
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:29 ب.ظ
I do trust all of the ideas you've presented on your post.
They're really convincing and can definitely work. Nonetheless, the posts
are too brief for beginners. Could you please extend them a bit from next time?
Thanks for the post.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


چله
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید قاسم ناظمی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :