تبلیغات
چله - کلبه سوت و کور ما و خانه باصفای آقا
 
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

1.سلام

2.در همین اول کار پشت دستمان را به زمین می زنیم و بصورت رسمی از همه دوستانی که در این مدت به این کلبه سوت و کور آمدند و دست خالی برگشتند معذرت خواهی می کنیم.

3.راستش را بخواهید در این مدت بیشتر در سفر بودم و کاش مجال و حالی بود تا در باره سفر و در باره این مدت چیزهایی برایتان می نوشتم... و چرا ننویسم و مگر حال و مجال  چکاره است که جلوی نوشتن را بگیرد؟!پس می نویسم.

4.اواخر بهمن مصادف بود با بیست سالگی دفتر ادبیات و هنر مقاومت،آقای سرهنگی خبرم کرد که بچه های دفتر با آقا ملاقات خصوصی دارند بیا،و من بی درنگ خودم را به تهران رساندم.ظهر بود و همگی صف بسته و منتظر بودیم که نماز را به حضرت آقا اقتدا کنیم.تا اذان فرصتی بود تا به چایی مهمانمان کنند و چایی در این اتاق آشنا،ساده و با صفا خوردن دارد.

آقا از در وارد می شوند و همه به پیشواز بر می خیزیم،راه باز می کنیم و ایشان در حالی که با همه احوالپرسی و چاق سلامتی می کنند،از کنارمان می گذرند و به نماز می ایستند.دو تن از وزیران هم خود را به صف نماز رسانده اند.در این میان توجه و عنایت رهبری به آقا مرتضی سرهنگی و آقای بهبودی غبطه برانگیز و دیدنی است و این برای این دفتر چه سرمایه ارزشمندی است.

بعد از نماز علی رغم  اینکه وزرا هم بی رغبت به حضور در جلسه نیستند اما آقا آنها را مرخص می کند و به اشاره می گوید که ما با اینها کار داریم شما برید به کارتان برسید.همه دور صندلی آقا را گرفته ایم و چشم به لبهایش دوخته ایم که فی الحال در تسخیر لبخند و مهربانی اند.به این فکر می کنم که داشتن چنین رهبری که فهمی دقیق و روزآمد از تحولات فرهنگی و هنری داخلی و خارجی دارد چه فرصت شگرفی ست و چقدر شکرگذاری می خواهد.در جلساتی از این دست چه بسیار دیده ام که ایشان بسیاری از فعالان فرهنگی و هنری کشور را به نام می شناسند و از آثار جدیدی که ارایه کرده اند،باخبرند.

از میان صحبت های آقا تنها به یک جمله اشاره می کنم که هنوزاهنوز مو را بر تن من سیخ می کند: از صبح که شنیدم می آیید چون کودکان که در انتظار مهمان عزیزی لحظه شماری می کنند منتظرتان بودم!(نقل به مضمون)

مخاطب این جمله تعدادی از جوانانی بودند که حماسه بزرگ ملت ما را در 8سال دفاع مقدس به قاب فرهنگ و هنر گرفته اند و همین جمله چقدر تکلیف آنها را سنگین می کند!

5.ادامه دارد 

 





نوع مطلب : زورنوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 14 شهریور 1396 08:57 ب.ظ
Nice blog here! Also your site loads up very fast! What
web host are you using? Can I get your affiliate link to
your host? I wish my site loaded up as fast as yours lol
جمعه 25 فروردین 1396 12:29 ب.ظ
I go to see everyday a few sites and websites to read posts, however this website provides
quality based posts.
چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388 11:09 ب.ظ
سلام و درود بر آقای ناظمی .از رویت وبلاگ وزین و پر محتوایتان محظوظ شدم.باز هم به حضرتعالی سر می زنم.
سه شنبه 15 اردیبهشت 1388 08:56 ق.ظ
سلام
زیارت قبول آقا سید...
دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 12:37 ق.ظ
با سلام خدمت آقا سید
می خواستم بگم خوشا به احوالتان
خدا به ماهم ازین دیدار ها قسمت کنه
تا بتونیم دست آقامونرو ببوسیم

التماس دعا
یکشنبه 13 اردیبهشت 1388 12:16 ق.ظ
عزیزی در خصوص هنر معرق پیام گذاشته که ضمن تشکر از تذکرشان خواهش می کنم با دفتر من تماس بگیرند و دیداری باهم داشته باشیم.
شنبه 12 اردیبهشت 1388 02:55 ب.ظ
با سلام . آقای ناظمی دمت گرم . دست مریزاد . چه زیبا نوشتی درباره مهدی . وقتی مطلب قبلتون را خواندم تمام وجودم پر شد از شهید آقا مهدی باکری .رادیو اینترنتی تبریز مقدم شما را گرامی می دارد ... ویژه برنامه این شماره رادیو : شهید مهدی باکری
شنبه 12 اردیبهشت 1388 11:56 ق.ظ
سلام آقای ناظمی
نظر خصوصی گذاشته ام.
شنبه 12 اردیبهشت 1388 08:53 ق.ظ
زیارت قبول سید از بابت کتابها هم خیلی ممنون بچه ها تو خونه دارند مطالعه می کنند راستی وقتی کتابها رو دیدم دلم تنگ گذشته ها شد حیف
شنبه 12 اردیبهشت 1388 12:41 ق.ظ
کدام سفر؟
آمارسفرهای ما را داری انگار!
شنبه 12 اردیبهشت 1388 12:19 ق.ظ
سلام و خداقوت؛
کاش از سفر قبل از این می گفتید...
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388 05:08 ب.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


چله
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید قاسم ناظمی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :