تبلیغات
چله - چانه زنی ۴
 
یکشنبه 29 مهر 1386 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

وضعیت فرهنگی تبریز روی میز ستاد حوادث غیرمترقبه

                                             بخش پایانی

 

§     از شورای شهر سوم بگویید. تعامل­تان با اعضاء چگونه است؟ نگاه آنها به مسائل فرهنگی تا چه اندازه با باورهای شما سنخیت دارد؟ 

من در مجموع، تركیب شورا و نگاهشان را به موضوعات فرهنگی، مثبت دیده­ام. حتی شهردار نیز اینگونه است. ولی باید توجه داشت كه تمامی تصمیم سازان مجموعه شهرداری، شورا و شهردار نیستند.

§         پس كیستند؟

ببینید، تا زمانی كه یك باور عمیق قلبی نسبت به امور فرهنگی وجود نداشته باشد كارها به شكل مطلوب پیش نخواهد رفت. مثلاً اگر با تك­تك اعضای شورا صحبت كنید خواهید دید كه همگی علاقمند به ارتقاء فرهنگی شهر هستند، خود شهردار ایده­های خوبی در باب مسائل فرهنگی دارد ولی باید برای تعیین سرعت حركت فرهنگی، باور مشترك و جدی وجود داشته باشد، بنده معتقدم كه وضعیت فرهنگی تبریز همانند سیل زدگی است. یعنی در حدّ بحران. همانطور كه در مواقع وقوع سیل، ... تمام كاركنان شهرداری از ریز تا درشت وارد میدان شده و آستین بالا می­زنند، در خصوص وضعیت فرهنگی نیز اینگونه باید عمل كرد. اگر برای رسیدگی به وضع فرهنگی این شهر همین امروز «ستاد حوادث غیرمترقبه» تشكیل شود باز دیر است! باید باور كنیم كه كار فرهنگی در تبریز «نیاز» است نه «پز» و كارهای فرهنگی را برای تفنن انجام ندهیم. یك مثال عرض می­كنم. در همین همسایگی، در جمهوری آذربایجان، وقتی برای دختر جهیزیه تهیه می­شود كمد كتابخانه به همراه كتاب بخشی از جهیزیه است. شما نگاه كنید به تبریز و تعداد كتابفروشی­هایش را بشمارید. مطمئناً مشكلی در شمارش نخواهید داشت. این تعداد را با تعداد قهوه­خانه­های شهر مقایسه كنید. می­خواهم عرض كنم كه اینها نشانه­های بحران هستند. حال بنده این وضعیت را با وقوع سیل مقایسه كردم ولی باور كنید بدتر از سیل است. آسیب­های این وضعیت، متوجه عموم مردم جامعه است و حتی نسلها را نیز تحت تأثیر قرار می­دهد.

§     كمی از خودتان بگویید. شما از بنیانگذاران اصلی یك مجموعه فرهنگی غیردولتی به نام «طوبی» هستید كه قریب 5/1 سال است از آن جدا شده­اید. بعد از این مدت دوری، احساستان نسبت به جایگاه طوبی چیست؟

هر چند كه بنده در حال حاضر در یك سازمان عمومی مشغول خدمت هستم، ولی به شدت معتقدم كه اگر بخواهیم در حوزه فرهنگ، كار فاخری انجام دهیم، این امكان در بخش دولتی و خصوصی وجود نخواهد داشت و باید وارد بخش غیردولتیِ غیرانتفاعی شویم. بنده نیز ناگزیر وارد بخش عمومی و دولتی شده­ام چرا كه عقیده دارم این بخشها می­توانند به تسهیل حركت مراكز غیردولتی كمك كنند. برای من مطلوب این است كه فارغ از هرگونه چهارچوبهای اداری و اجرایی، كار فاخر فرهنگی انجام دهم. ولی به هرحال در جامعه ما امكان چنین كاری فراهم نیست. نگاه دولتی به حوزه فرهنگ و هنر این حوزه را شدیداً با مشكل مواجه كرد و علیرغم هشدارهای رهبری مدیران ما در این حوزه اگر كاری انجام می­دهند تدافعی است تا تهاجمی .

اگر تجربه كشورهای توسعه یافته را در این حوزه بررسی كنیم خواهیم دید كه دولت در جایگاه حمایت كننده از مراكزی كه به تولید فكر، هنر و اندیشه مشغولند، حمایت می­كند. اما در جامعه ما اگر خوشبینانه نگاه كنیم، به مجموعه­هایی از این دست به مثابه پسرخوانده نگاه می­شود. این یك تجربه جدی است كه اگر به دنبال كار ریشه­ای و ماندگار هستیم باید نهادهایی از جنس بنیاد طوبی جدی گرفته شوند.

امروز اگر تبریز به شهر بدون گدا شهرت یافته است مرهون تلاشهای صندوق مستمندان و نهادهای غیردولتی همانند آن است. در حوزه فرهنگ هم می­توان چنین نهادهایی را سازماندهی كرد.

§         با نوشتن چه می­كنید؟ آیا باز هم شعر می­گویید؟

ادبیات، شعر و مطالعه عناصری نیستند كه به راحتی از آدمی جدا شوند. ولی كار اجرایی، قدرت خلاقه را  از انسان می­گیرد. بنده تلاش كرده­ام تسلیم فشارهای كار اجرایی نشوم. برای این منظور دوستان وبلاگی ایجاد كرده­اند كه گهگاهی نوشته­هایم را به وسیله آن عرضه می­كنم.

§         آخرین كتابی كه خوانده­اید؟

اخیراً به صورت مستمر با دیوان فیاض لاهیجی همراهم. دیروز هم در جریان مسافرت، از مجموعه كتابچه­های همشهری، «یادداشتهای سوخته» را خواندم كه بسیار جالب بود.

§         آخرین فیلمی كه در سینما دیده­اید؟

دوئل . از احمدرضا درویش

§         آخرین نمایشی كه به تماشا نشسته­اید؟

نمایش شمیم یاس كه در ایام فاطمیه اجرا شد.

§         آخرین كنسرت موسیقی ؟

اركستر مجلسی جوانان به سرپرستی استاد وحیدی آذر در تهران و كنسرت استاد داود آزاد در تبریز

§         با وجود گستردگی مباحث مربوط به حوزه فرهنگ و هنر، به این مقدار بسنده می­كنیم و از اینكه با ما همراه بودید سپاسگزاریم.

بنده هم از توجه شما به مسائل فرهنگی شهر تشكر می­كنم.





نوع مطلب : چانه زنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 14 شهریور 1396 02:25 ب.ظ
Greetings, I think your site may be having web
browser compatibility problems. When I take a look at your blog in Safari, it looks fine
however, when opening in IE, it's got some overlapping issues.

I just wanted to give you a quick heads up! Other than that, excellent website!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:27 ب.ظ
Heya i'm for the first time here. I found this board and I find It truly useful & it helped me
out much. I am hoping to offer something back and aid others like you helped
me.
یکشنبه 6 آبان 1386 10:10 ق.ظ
سلام آقای ناظمی
خسته نباشید قربان
آقای ناظمی شما كه به غرفه مان افتخار نداده و تشریف نمی آورید
حداقل جهت قدر دانی از آنهایی كه در راستای فرهنگ فعالیت میكنند یه چند تومنی بن كتاب بگیرید تا شاید خستگی از تنشان بیرون برود.
فكر نمیكند درخواست زیادی باشد از شما.
متشكر
شنبه 5 آبان 1386 12:10 ب.ظ
سلام دوست خوب!
با 3 غزل فلسفه ی مورد دار در خدمتم:

.... پر از حضور گل اندام های زیبا بود
تمام باغچه ی این بهار مورد داشت....

....از آن پیر بصیرت تجربت در خشت می بیند؛
که بس آیینه رویان گشته در خاک زمین تدفین....

....هلا!...هنوز نفس می کشم...خبر دارید؟
به تیغ مرگ گلوی مرا مجاب کنید....


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


چله
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید قاسم ناظمی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :