تبلیغات
چله - چانه زنی ۱
 
پنجشنبه 19 مهر 1386 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

     وضعیت فرهنگی تبریز روی میز ستاد حوادث غیرمترقبه!! 

                                              بخش اول     

یک.چندی پیش یکی از نشریات گفت و گویی از بنده را به چاپ رساند که در برخی مراکز و محافل واکنش هایی را به همراه داشت شاید به یکبار خواندنش بیارزد.

دو.بد نیست نظرات خودتان را هم برایم بنویسید.

سه. ادامه گزارش سفر به همسایه غربی را هم خواهم نوشت.

                                                 ***

 §     شما به عنوان نخستین مدیرعامل سازمان فرهنگی شهرداری تبریز، منصوب شده­اید و طبعاً به دلیل تازه تأسیس بودن این سازمان، مردم شناخت خوبی از آن ندارند. اشاره­ای كوتاه به سرفصلهای وظایف سازمان داشته باشید؟

بسم الله الرحمن الرحیم، قبل از پاسخ به پرسش مطرح شده، لازم می­دانم كه از توجه دست­اندركاران این نشریه به مسائل فرهنگی و اجتماعی تشكر نمایم. البته نام سازمان، قبلاً مفصل­تر بود و با نام سازمان فرهنگی، هنری، ورزشی و تفریحی شهرداری تبریز تصویب شده بود كه بعداً، بنا به دلایلی به شكل مرسوم سازمان فرهنگی هنری تصویب و تثبیت شد. مشابه این سازمان قبلاً در سایر كلانشهرها ایجاد شده بود ولی متأسفانه این اتفاق در تبریز، دیرتر از سایر كلانشهرها روی داد. مهمترین وظایفی كه سازمان به دنبال تحقق آنهاست عبارتنداز: پرداختن به مسائل اجتماعی شهر، ارتقاء سطح فرهنگ شهروندی، توسعه فعالیتهای هنری و فرهنگی توسعه اماكن ورزشی، فرهنگی، اجتماعی و هنری و تلاش برای ارتقای شهرداری از نهادی خدماتی به نهادی اجتماعی و فرهنگی.

§         تعریف شما از مسائل اجتماعی چیست؟

موضوعات مختلفی را می­توان در ردیف مسائل اجتماعی مورد توجه قرار داد. از جمله، نابسامانیهای شهر، آموزش شهروندی، تفریح، افزایش مشاركت اجتماعی و ... البته توجه دارید كه در مناطقی كه مستعد نابسامانی است، توجه به مسائل اجتماعی، می­تواند هزینه­های امنیتی و انتظامی را كاهش دهد و همین شهرداریها را برای پرداختن به مسائل اجتماعی مصمم­تر می­سازد.

§     در پاسخ به پرسش نخستین، اشاره­ای به شكل­گیری سازمانهای فرهنگی هنری سایر كلانشهرها كردید، فكر تأسیس این سازمان در شهرداری تبریز از چه زمانی و چگونه شكل گرفت؟

البته فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی در دوره­های مختلفی مورد توجه شهرداری تبریز بوده و شاید نخستین حركتهای جدی اجتماعی فرهنگی شهرداری، در دوره آقای درویش­زاده شروع شده باشد كه با حضور حجت­الاسلام قدوسی، برخی حركتها صورت گرفت اما این فعالیتها، هارمونی مشخصی نداشتند و بیشتر متوجه حمایت از حركتهای فرهنگی بود تا تولید.

اساسنامه سازمان در شورای اول شهر تبریز تهیه ولی تصویب نشد. در شورای دوم نیز تصویب شد ولی پیگیری مناسبی برای استقرار آن صورت نگرفت تا اینكه پس از انتصاب آقای نوین در سال 84 مجدداً پرونده سازمان به جریان افتاد. بنده نیز در اسفند همان سال به عنوان مدیرعامل، مأمور سازماندهی و استقرار شدم.

از آنجا كه اساسنامه تصویب شده می­بایست توسط وزارت كشور نیز مورد تصویب قرار می­گرفت، فلذا با صرف وقت زیاد و تلاشهای بسیار، شهریور 85 اساسنامه به تصویب وزارت كشور رسید. این فاصله زمانی، انرژی زیادی از ما گرفت. بنده فكر نمی­كردم كه امور مربوط به وزارت كشور بیش از دو ماه طول بكشد ولی با توجه به تغییرات ایجاد شده در دولت و به تبع آن در وزارت كشور، متأسفانه این موضوع بسیار طول كشید. در واقع آن موقع من، با سازمانی مواجه بودم كه وجود خارجی نداشت و تنها روی كاغذ به رسمیت شناخته شده بود، آن هم نه به شكل كامل. به تعبیر دیگر بنده مدیر تأسیسی هستم!

§     آقای ناظمی! با توجه به سوابق فرهنگی و هنری جنابعالی در مقاطع مختلف و شناختی كه از فضای فرهنگی شهر تبریز دارید، وقتی خبر انتصاب شما منتشر شد، امیدواریهای فراوانی در میان اهل فرهنگ ایجاد شد. وضعیت كنونی سازمان و فعالیتهای آن را تا چه اندازه متناسب با آن امیدواریها ارزیابی می­كنید؟ آیا تصور می­كنید كه در تحقق این امیدواریها موفق شده­اید؟

اگر خوشبینانه بخواهیم نگاه كنیم، باید تأسیس سازمان فرهنگی هنری را برای شهر تبریز، یك فرصت بدانیم چرا كه شهرداری از حالت یك نهاد خدماتی صرف، به نهادی خدماتی - اجتماعی ارتقاء یافته است و این اتفاق مباركی است. اما اینكه امیدواریهای ایجاد شده تا چه حد دوام خواهند داشت و یا به شكل عملی تحقق خواهند یافت، نیاز به مقدماتی دارد كه ما در تلاش هستیم این مقدمات را مهیا سازیم. باید پذیرفت كه امور فرهنگی، اموری زمان­بر هستند كه باید ضمن پیش­بینی سخت افزار لازم، نرم­افزار و فكر فرهنگی نیز در جریان باشد. برای مثال وقتی شهرداری اقدام به حركت فرهنگی می­كند، سرمایه­گذاری لازم را برای ساخت چند فرهنگسرا انجام می­دهد ولی وقتی كار ساختمانی اتمام شد، تصور می­شود كه تمام كار انجام شده است. در حالی كه باید با تفكری فرهنگی از فضای فرهنگسرا بهره­برداری شود و ... بنده از لطف دوستان و جمیع اهل فرهنگ و هنر به جهت امیدواری­هایشان و لطف­شان در حق بنده، سپاسگزارم ولی انتظار دارم محدویتهای این فضا را نیز مورد توجه قرار دهند. چرا كه بنده تصمیم­گیر نهایی نیستم. به هر حال سیستمی وجود دارد كه در آن شهردار، هیئت مدیره و شورای شهر نیز در نهادینه شدن این حركت مؤثرند.

بنده كاری كه می­توانم در این شبكه انجام دهم این است كه سرعت تصمیم­گیریها را بالا ببرم تا تصمیمات سریعتر اتخاذ شده و از گرفتاری در پیچ وخم نظام اداری در امان باشند.

§         منظورتان دقیقاً چیست؟

 ببینید تاسیس سازمان به دو صورت امنکان پذیر است؛یا باید دوره ای را برای طراحی، تأمین نیازمندیها، برنامه­ریزی، گزینش نیروی انسانی، و ... لحاظ كرد و در پایان دوره سازمان آماده فعالیت باشد و یا اینكه همزمان با تأسیس سازمان فعالیتهای اجرایی و خدمات دهی سازمان نیز پا به پای هم پیش رود. ما به سبب عقب ماندگیهای بسیار این شهر در حوزه فرهنگی و اجتماعی روش دوم را انتخاب كرده­ایم و این روش نیازهای خاص خود را مطالبه می­كند یعنی به مقدار حمایت، تأمین و ارایه امكانات لازم از سوی شهرداری سرعت فعالیتهای سازمان می­تواند كند و تند شود.

برای همین است كه می­گویم ما با محدودیتهایی مواجه هستیم یعنی ارایه امكانات و تأمین آن با سطح مطالبات از سازمان چه در سطح جامعه و چه در سطح مدیریت استان نسبت معكوس دارد.

§     تعامل سازمان با بدنه شهرداری چگونه است آیا همراهی لازم از جانب مجموعه شهرداری صورت می­گیرد؟ یا احیاناً موانعی در این مسیر ایجاد می­شود یا نه ؟

خوشبختانه سابقه فعالیت­های فرهنگی هنری در شهرداریها، قبلاً وجود دارد و بدین ترتیب هم لزوم وجود چنین فعالیتهایی در شهرداری، به مطالبه مردمی تبدیل شده و مدیران قبول كرده­اند كه این نیاز وجود دارد. با این حساب، مقاومت و مقابله­ای در مجموعه شهرداری نسبت به سازمان وجود ندارد و البته سازمان نیز توانسته است در این مدت اندك، تا حدی جایگاه مقبولی در طبقات شهرداری كسب كند. ولی به هر حال امروز توپ در زمین سازمان است و اگر منابع مالی لازم تأمین شود، سازمان خواهد توانست خروجی مناسبی ارائه نماید.

§     نقش سایر نهادها و سازمانهای فرهنگی موجود را در مجموعه فعالیتهای فرهنگی شهری چگونه می­بینید؟ آیا این سازمان توانسته است به تولید فرهنگی كمك كنند؟

  ببینید، تعداد مراكز یا نهادهای فرهنگی موجود در تبریز بسیار كمتر از آن چیزی است كه در تهران فعالیت می­كنند. تعدد و تكثر این نهادها می­تواند به تولید انبوه و دامن زدن به حركتهای فرهنگی كمك كند. برای مثال سازمان عظیم فرهنگی هنری شهرداری تهران با سابقه چندین ساله، رشد زیادی كرده است. سازمان  تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، وزارت ارشاد و صداوسیما نیز بخش عمده فعالیتهایشان در تهران متمركز است مراكز متعدد پژوهشی، علمی، فرهنگی و هنری نیز در تهران، با نویسندگان و اهل فرهنگ در ارتباط­اند در حالی كه ما در تبریز با محدودیتهای فراوانی مواجه هستیم كه این محدودیتها در شهرستانهای استان به مراتب بیشتر است ... هنرمند یا اهل فرهنگ در فضایی محدود چگونه می­تواند اثر و تولید خود را عرضه نماید؟ در زمانی كه او نتواند به نحو شایسته­ای، مبادرت به عرضه تولیدات خود نماید، مطمئناً در تأمین معاش نیز دچار مشكل خواهد شد و این مقدمه­ای خواهد بود برای مهاجرت اصحاب فرهنگ به پایتخت. تجربه تاریخی نشان داده است كه در هر منطقه­ای كه «نهادسازی فرهنگی» اتفاق افتاده، آنجا محل نشو و نمای اهل فرهنگ و هنرمندان شده است. برای مثال در همین تبریز مجموعه ربع رشیدی كه در روزگار خود محل تردد و حضور برجستگان علوم مختلف بوده است. یا در دوره معاصر، حضور ولیعهدهای قاجار در تبریز، به نحوی موجب گردهمایی هنرمندان و فرهنگ دوستان شده بود.





نوع مطلب : چانه زنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 شهریور 1396 06:44 ق.ظ
Hi, I log on to your new stuff on a regular basis.
Your writing style is witty, keep up the good work!
سه شنبه 14 شهریور 1396 03:12 ب.ظ
I'm not sure where you're getting your information, but great
topic. I needs to spend some time learning more or understanding more.
Thanks for wonderful info I was looking for this
information for my mission.
پنجشنبه 19 مرداد 1396 01:52 ق.ظ
continuously i used to read smaller articles or reviews that also clear their
motive, and that is also happening with this article which I am reading at this place.
جمعه 25 فروردین 1396 04:17 ب.ظ
Howdy! This post couldn't be written any better!
Reading through this post reminds me of my previous roommate!
He continually kept preaching about this. I'll send this article to
him. Fairly certain he'll have a very good read.

Thank you for sharing!
جمعه 20 مهر 1386 01:10 ق.ظ
سلام
حكومت با سیاست و مال به تجارت پا برجاست.
در مجموعه شهرداری سیاست حاكمی وجود ندارد تنوع سازمانهای همگن و موازی توان مدیران را به تباهی میكشد.
همین سازمان شما در بدنه شهرداری موازیهای بسیاری دارد بطور مثال معاونت فرهنگی ، روابط عمومی ، خود شهردار و معاونان كه مترسد انجام كار فرهنگی در خارج از قالب سازمان هستند ، سازمان پاركها كه آب دادن به گلها و درختان را ول كرده به كار فرهنگی رو آورده ، فرهنگسراها و ...
شما قبل از آن كه سازمان فرهنگی و هنری را سازمان دهید باید به فكر لایحه ای به شورای شهر برای ادغام ادارات موازی شهرداری در بدنه سازمان باشید.
باقی بقایتان.
ساغولاسیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


چله
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید قاسم ناظمی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :