تبلیغات
چله - این از خواص زلزله الارض است...
 
چهارشنبه 25 مرداد 1391 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

این روزها که حالی برای نوشتن نیست با شعری از علیرضا قزوه به روز می شوم.قزوه این شعر را برای زلزله دیار ما سروده است:

سه دانگ از صدای عاشیق ها
 
هنوز در زیر آوار است
 
و شمس تبریزی
 
آمده است به فعلگی و معلمی قرآن
 
جایی در حوالی اهر
 
و شیخ محمود
 
دارد از زیر همین آوار
 
مثنوی و قرآن بیرون می آورد و می خواند:
 
"همه عالم به نور اوست پیدا ..."
 
ستارخان هنوز یک پایش در زیر آوار است
 
فریاد می زند که از سفارتخانه های اجنبی
 
کمک قبول نباید کرد
 
حالا با شمس در محله ی سلّه بافان می چرخم
 
با ناصرخسرو به خانه ی قطران می روم
 
آن روز هم که زلزله آمد
 
چهل هزار تن مردند
 
همیشه خاصیت زلزله همین است
 
که روح ها را
 
به هم می ریزد
 
کمال را از خجند می برد به سرخاب و
 
باکری را از مجنون می کشاند به آسمان ارومیه
 
و مرا از این گوشه ی جهان می برد
 
به کوچه ی دلتنگی آقامحمدحسین بهجت تبریزی...
 
یکی دست شهریار را بگیرد
 
که بیرون زده ست این وقت شب
 
با زیرشلواری و همان کلاه پوستی
 
در محله ی پدری
 
دنبال حبیب و رفقایش می گردد...
 
تاریخ می گوید این زلزله
 
پس زلزله هایی ست
 
که پیشتر آمده بود
 
و این از خواص زلزله الارض است
 
که گاه تکه ای از بسطام را می برد به بم
 
و کوه حیدربابا را
 
این وقت شب
 
آورده است به رختخواب ابری من
 
در دهلی نو
 
و من از او مدام
 
سراغ ساز "عاشیق عیمران" را می گیرم...




نوع مطلب : خیال و تغزل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 مرداد 1396 01:13 ب.ظ
Good info. Lucky me I found your website by chance (stumbleupon).
I have saved it for later!
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:06 ق.ظ
bookmarked!!, I love your site!
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:43 ب.ظ
It is perfect time to make a few plans for the long run and it's time to be happy.
I have learn this put up and if I may I want to
counsel you few fascinating things or suggestions.
Perhaps you can write next articles relating to this article.
I wish to read more things approximately it!
جمعه 13 مرداد 1396 07:23 ب.ظ
whoah this weblog is fantastic i love studying your articles.
Stay up the great work! You realize, a lot of people are searching around for
this information, you can help them greatly.
جمعه 13 مرداد 1396 03:54 ب.ظ
Hi, this weekend is fastidious designed for me, as this point in time i am
reading this enormous educational paragraph here at my house.
شنبه 7 مرداد 1396 08:38 ب.ظ
Great post. I was checking continuously this
blog and I'm impressed! Very helpful information particularly the last part :
) I care for such info a lot. I was looking for this certain info for a very
long time. Thank you and best of luck.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 08:48 ب.ظ
I visited multiple blogs but the audio feature for audio songs current at this site is truly superb.
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:14 ب.ظ
I delight in, cause I found exactly what I was taking
a look for. You have ended my 4 day lengthy hunt! God Bless you man. Have a great day.
Bye
جمعه 18 فروردین 1396 10:57 ب.ظ
I do not even know how I finished up here, but I believed
this post was once good. I don't understand
who you are but definitely you're going to a well-known blogger in the event you are not already.
Cheers!
پنجشنبه 30 شهریور 1391 11:56 ق.ظ
سلام
آقای ناظمی به من هم سری بزنید، با افتخار لینک تون کردم...
سید قاسم ناظمیچشم و ممنون.
سه شنبه 21 شهریور 1391 11:44 ق.ظ
دقیقن همون كه خانوم فاطری گفت...
هرچند شاعرش زیاد مورد پسندم نیست... اما این شعر زیباترینی بود كه از زلزله خواندم... و عجیب به دل نشست. .
سید قاسم ناظمیانظر علی ما قال!
دوشنبه 13 شهریور 1391 11:49 ق.ظ
.
.
.

به آقای قزوه بگویید، در همین حوالی زلزله الارض، وقتی ناصرخسرو داشت می نوشت و باکری بازگشته بود برای دیدار، جوانی از همین شهر و روستاها که هوایش هم شعر را در رگهای آدم می جوشاند، رفت تا حرف بزند با مردمی که روزگارشان را درد پر کرده بود.
رفت و روزها بود و لبخند زد با تمام سختی اش و نگذاشت داغ دل، مانع ریختن اشک شود تا این سیل بنیاد برافکن، دل و جان آن مردمان درد دیده را از جا بکند.
شاعر بود؛ در برگی از کتابی اش نوشته بود:
"زیباست زندگی
وقتی مقدر است
مرگت فرا رسد
چند روز بعد..."

و مرگش در همین جاده ها، لابلای خاطرات همین مردم فرا رسید.

فقط شمس و شیخ محمود و باکری نبودند؛ "امیرمحمد رحمان پور" هم بود
و رفت ...

داغمان را تازه کرد و در آن جاده های ناگوار، پرکشید ...
سید قاسم ناظمیروحش قرین رحمت الهی...چشم.
باید به قزوه که از هند برای زلزله شعر گفته و با زلزله دیدگان لرزیده است درود گفت و از شاعران مدعی که این داغ دیدند و سکوت کردند گله کرد.
شنبه 11 شهریور 1391 11:56 ق.ظ
مهلت ارسال آثار جشنواره شعر اسلامچیلار تا پایان شهریور ماه 91 تمدید شد.
شعرا میتوانند اشعار ترکی و فارسی خود را در ارتباط با حرکت اسلامی مردم آذربایجان،به ایمیل جشنواره islamchilarfest@yahoo.com ارسال نمایند. همچنین اطلاعات کاملتر در سایت islamchilar.com در دسترس علاقمندان قرار دارد.
چهارشنبه 8 شهریور 1391 01:24 ق.ظ
عالی بود...
حس عجیبی داشت این شعر که جایی برای کلام باقی نمیزاره...
سید قاسم ناظمیباید از شما و شاعر سپاسگزار بود.
دوشنبه 6 شهریور 1391 10:47 ب.ظ
و دنیا را به ماتم داد...
تا انسان به این دنیا نپیوندد .
و از جلوه های پوچ بگریزد .
دلش همزاد غم ها شد...
تا در کوره ی غم ، پاک گردد ، شعله ور گردد .
پاکیزه از بت ها ، آزاد از اسارت ها
و اما مرگ پایان نیست
آغاز دویدن هاست
در این سو ، پای ما آماده میگردد ، با رنج و فشار و درد
در آن سو سخت می تازیم تا آن مقصد بی مرز
عین صاد
سید قاسم ناظمیدرود بر شما.
پنجشنبه 2 شهریور 1391 12:51 ب.ظ
با سلام
همزمان با دومین سالگرد درگذشت پدر طنز آذربایجان برگزار شد
یادبود استاد «آرش آزاد» با خاطره‌های خاکستری

در وبلاگ های
http://www.arashazad.blogfa.com/
www.okhtai.blogfa.com

جمعه 27 مرداد 1391 09:03 ب.ظ
در غم از دست دادن عزیزانمان غمگینانه به سوگ نشسته ایم

با حضور پر مهرتان محفل ما را روشن فرمائید...


به سرنوشت بگویید...

اسباب بازی هایت بی جان نیستند..
آدمند..

می شكنند..
آرام تر..
سید قاسم ناظمیممنون هز همراهی.
جمعه 27 مرداد 1391 03:26 ب.ظ
عاااالی...هرچقدر که از خود شاعر خوشضم نمی آید عاشق شعرهاش هستم...
.
ممنون...
سید قاسم ناظمیسپاس.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


چله
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید قاسم ناظمی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :