تبلیغات
چله - هنرانقلاب با بخشنامه رشد نمی‌كند
 

سلام،گفت و گوی زیر با بنده در شماره اخیر مجله آیه(دور جدید شماره دوم خرداد1390)از مجلات  گروه نشریات همشهری منتشر شده شاید چیز دندان گیری داشته باشد و هکذا ارزش خواندن.خوشحال می شوم از نظرات دوستان عزیز بهره مند شوم.

زحمت این مصاحبه را روزنامه نگار ارجمند حامد خسروشاهی کشیده است.

 

در ابتدای گفتگو بفرمایید بعد از سه دهه چه تلقی و تعریفی از فرهنگ، هنر و ادبیات انقلاب می توان ارایه نمود؟ 

ما وارث انقلابی هستیم كه چشم‌اندازها، آرمان‌ها و خاستگاههای این انقلاب، پیش از آنکه  اقتصادی باشد، فرهنگی است. حتی در انقلاب ما فرهنگ بر سیاست هم که شالوده اصلی انقلابها به شمار می رود، غلبه داشت. این نکته را می توان در شعارها و مطالبات آن روز مردم جستجو کرد . انقلاب اسلامی در عصری اتفاق افتاد که دنیا در سیطره  ‌اردوگاه‌های كاپیتالیستی و كمونیستی بود اما انقلاب ما ارزش‌های جدیدی عرضه کرد و راههای نویی را گشود. حال این انقلاب كه مطالباتش خواسته‌های كارگری صرف و رفاه‌طلبی نبوده و اس و اساسش بر معنویت استوار شده است، می‌توانست و می تواند مولد فرهنگ، ادبیات و هنر مختص خود و ارزشهای فرهنگی متفاوتی باشد. انقلاب كبیر روسیه را كه نگاه كنید، می‌بینیم كه ادبیات نوین و هنر جدیدی همراه این انقلاب متولد شد. یا انقلاب فرانسه هنر و ادبیات آن دوره را تحت تاثیر قرار داد و ارزشهایشان را با زبان هنر و ادبیات جهانی کرد. انقلاب ما هم به لحاظ خاستگاه‌ها، ریشه ها و رستاخیزی که با خود به همراه آورد می‌تواند بیش از این ها در عرصه فرهنگ و هنر جهانی تاثیرگذار باشد؛ ما به هنر و ادبیات زاییده از این تفكر می‌گوییم هنر و ادبیات انقلاب؛ هنری که به هستی، انسان و زندگی نگاهی الهی و انسانی دارد و در پی احیای ارزشهای معنوی است. به گمان من در این سه دهه قدم‌های خوبی در تولید آثار هنری بر این اساس برداشته شده است اما باید عرض کنم كه هنوز راه درازی تا رسیدن به وضعیت مطلوب در پیش رو داریم. علی رغم تولید آثار فرهنگی و هنری یکی از حوزه های مغفول مانده، حوزه نظریه‌پردازی هنر و ادبیات انقلاب است اگر چه شاید برخی پرداختی به چنین حوزه ای را به بهانه انتزاعی بودن جدی نگیرند اما ضرورت این کار به جد احساس می شود. نبود یک هندسه تئوریک مناسب در این حوزه بر روند تولید هنر و ادبیات انقلاب، افزایش گستره و امکان سنجش آن به شدت تاثیر گذار است.

قطعاً رسیدن به تعریف جامع و تعیین ملاکها، شاخصها و نظام ارزشی این هنر در نهادینه سازی و جهانی کردن آن موثر می باشد.

 آیا تولیدات هنری بر پایه تعریفی كه از هنر انقلاب كردید، متولی خاصی می‌خواهد؟

به گمانم فرهنگ و هنر، متولی حاكمیتی نمی‌خواهد. اگر یك جریان فرهنگی شروع به حركت كند و به نیازهای جامعه پاسخ بدهد راه خودش را باز خواهد كرد. حال اگر یك مجموعه حاكمیتی بخواهد به این جریان فرهنگی كمك كند و هنر برآمده از آن را مطلوب اهداف و آرمانهای خود بداند، بهترین كمكی كه می‌تواند به آن كند، حمایت از گسترش و عرضه آن است. اگر نهادهای حاكمیتی كمكی هم به این هنر و یا ادبیات نكنند و مردم آن را مطلوب خود بدانند، در حد بضاعت از آن استقبال خواهند كرد. ما ادعا داریم انقلابی كرده ایم با ارزش‌های متفاوت، اگر با تکیه بر همین ارزشها، حركتی در حوزه فرهنگ و هنر طراحی كنیم، بهترین راهش سازماندهی هنرمندان تولیدكننده این نوع از هنر، در قالب حوزه‌های غیردولتی است. فرض کنیم نهادی برای حمایت از این نوع هنر بخواهیم به وجود آوریم که بسیار داریم! – قطعاً نتیجه مطلوب نخواهیم گرفت. تجربه نشان داده که كاركرد نهادهای حكومتی در این حوزه چندان با توفیق همراه نیست. چرا که اوصولاً فرهنگ و هنر بخشنامه‌بردار نیست. با دستورالعمل نمی‌شود این جریان را سامان داد. با جرأت می‌گویم حتی اگر سازمانی با بودجه ای کلان هم به وجود بیاوریم به دلیل مبتلا شدن به بورکراسی و درگیرشدن در پیچ و خم‌های رایج اداری از وظیفه ذاتی خود دور خواهد افتاد، و نخواهیم توانست در حوزه هنر انقلاب اثر فاخر پدید بیاوریم. حوزه فرهنگ و هنر این گونه نیست که  بیاییم و بگوییم در مبدأ "الف" این ‌قدر سرمایه گذاری مادی می‌كنیم تا در مقصد "ب" فلان‌قدر فیلم و كتاب با موضوع هنر انقلاب داشته باشیم. حوزه هنر، هزینه مادی می‌خواهد، حمایت معنوی می‌خواهد اما با بخشنامه به جلو نمی‌رود. باید به جامعه هنری اعتماد کرد تا از میان خاکستر آزمون و خطا ققنوس هنر و ادب انقلاب سربرآورد.

 به نظر شما تنوع و تکثر نهادهای فرهنگی در کشور از دلایل کم توفیقی این حوزه به شمار نمی رود؟ آیا می توان عملکرد این نهادها را با هم مقایسه کرد؟

شرط مقایسه صحیح این است كه ما تمام نهادهای موثر در حوزه فرهنگ و هنر را احصا كنیم، سپس عملكرد این نهادها را ارزیابی كنیم. از خودم بارها این سوال را  کرده‌ام كه تنوع و تكثر سازمان‌ها و نهادهای متولی فرهنگ و هنر انقلاب آیا درست بوده است یا نه؟ پاسخ این پرسش هم بله و هم خیر است. از سویی به علت عدم تقسیم دقیق حوزه‌های كاری این سازمان‌ها و نهادها، به فرهنگ و هنر لطمه زده‌ایم و مانع رشد آن شده‌ایم و از سویی هم تكثر مجموعه‌هایی كه وظیفه خود را حمایت از آثار تولیدی در حوزه فرهنگ انقلاب می‌دانند به نوعی بر رقابت دامن زده و به رشد کمی و حتی کیفی آن منجر شده است. اگر در سه دهه پس از انقلاب یك طرح جامع از ارزش‌های كلان فرهنگی و هنری تنظیم می‌كردیم، قطعا وضعیت فرهنگ و هنر انقلاب نسبت به گذشته، بسیار بهتر و پربارتر می‌نمود. به نظر من نبود هماهنگی‌های لازم بین نهادهای متولی نتوانسته است این تكثر را به نفع رشد و تولید بیشتر آثار در حوزه فرهنگ و هنر انقلاب مصادره كند. نهادی كه وظیفه‌اش تولید بوده، به كار عرضه وارد شده و نهادی كه وظیفه‌اش عرضه آثار تولیدی بوده، ‌خود را به حاشیه كشانده و وظایف دیگران را به دوش کشیده است.

با این وصف چه راهکاری برای تاثیرگذاری نهادهای مختلف فرهنگی و پرهیز از دوباره کاری و هرز رفتن منابع و فرصتها قابل ارایه است؟

ببینید در حوزه فرهنگ سه ضلع موثر اصلی داریم. یك ضلع نهادهای حاكمیتی هستند كه وظیفه‌شان حمایت از آثار فرهنگی و هنری و نظارت بر آن است. ضلع دوم تولیدكنندگان فرهنگ و هنرند که این ضلع در درون خود تولیدکنندگان حقوقی را که همان نهادهای غیردولتی هستند پوشش می دهد و ضلع سوم مردمند كه همان مصرف‌كنندگان تولیدات فرهنگی و هنری اند. اینها زنجیر‌وار به همدیگر متصل اند. اگر با همدیگر هماهنگ باشند هم تولید فرهنگی قابل توجه خواهیم داشت و هم مصرف کنندگان داخلی و خارجی به تولید فرهنگی ما اقبال نشان خواهد داد. وقتی ما در شرایطی هستیم كه نه تولید خوب داریم و نه از میزان مصرف محصولات هنری و فرهنگی راضی هستیم، این یعنی یك ضلع یا دو ضلع این مثلث می‌لنگد. فیلم خوب تولید نمی‌شود، كتاب خوب كم تولید می‌شود، ‌عرضه خوب نیست، مصرف اصلا راضی‌كننده نیست. پس باید پرسید ایراد كار كجاست؟ گزارشها نشان  می دهد که هر وقت اضلاع این مثلث کار و وظیفه خود را به خوبی انجام داده اند ما شاهد رشد، بالندگی و گسترش هنر و ادبیات انقلاب بوده ایم. نمونه های بسیاری می توان به دست داد چه در حوزه بخش دولتی و چه در حوزه بخش خصوصی برای نمونه كتابی مثل «دا» تولید و عرضه می‌شود و استقبال خوبی هم از آن به عمل می آید. پدیدآورنده یا متولی آن حوزه هنری است كه یك نهاد حاكمیتی است. كتابی مثل «خاك‌های نرم كوشك» هم تولید می‌شود كه از کمتر حمایت رسانه‌ای و حاكمیتی برخوردار است، اما همپای «دا» توانسته بالا بیاید. این یعنی نهادهای غیردولتی ما هم می‌توانند عملكرد قابل توجهی داشته باشند، حتی بدون حمایت نهادهای حاكمیتی. ضلع سوم که مخاطبانند هر دو اثر را مورد توجه قرار      می دهند و تعداد انتشار این کتابها از 100 چاپ می گذرد. در حوزه سینما هم همچنین است برخی آثار به شدت در سطح داخلی و بین المللی مورد توجه قرار می گیرند و در  الباقی هنرها هم همین طور. پس نتیجه می گیریم که تکثر نهادها در وضعیتی که ما در آن قرار داریم فرصت است اما باید فکری برای نقش آفرینی صحیح و به موقع اضلاع مثلث مذکور کرد و از ورود ضلعی به حریم ضلع دیگر پیشگیری نمود.

به نظر شما وظایف اضلاع و مرزبندی آن چگونه باید تنظیم شود؟

به گمان من تنها وظیفه نهادهای حاكمیتی باید نظارت و حمایت باشد. بخشی از مشكلات ما در حوزه فرهنگ انقلاب از آنجا ناشی می‌شود كه این نهادها وارد عرصه تولید و توزیع می‌شوند. نظارتشان هم باید با قدرت ولی توأم با تسامح باشد؛ ما در این خصوص چهارچوب‌های مشخصی نداریم. وقتی این ممیزی‌ها و محدودیت ها بیش از حد می‌شود، تولید‌كننده فرهنگی هم دلسرد می‌شود. وظیفه تولیدگر هم این است كه بدون توجه به این محدودیت‌ها، تولید فرهنگی و هنری اصیل برآمده از فرهنگ انقلاب و برآمده از آرمان‌ها را بتواند عرضه كند. این پیش‌فرض را داشته باشیم كه احتمال خطا در كار هست؛ اما نمی‌شود به صرف احتمال خطا جلوی تولید را گرفت. حضور پر رنگ دولت در امر نظارت و اعمال سلیقه های فردی مدیران در امر تولید و منوط کردن حمایت به رعایت سلیقه مدیران سیاسی هنرمندان و تولیدکنندگان این عرضه را به شدت منفعل و خنثی خواهد کرد. ضلع سوم مردمند. مردم هم باید علاقه‌مندی‌هایشان را با خرید و استقبال از محصول فرهنگی- هنری نشان دهند. شرط استقبال مردم وجود قابلیت های ادبی و هنری اثر و ایجاد ارتباط آن با سلیقه ها و گروههای سنی مختلف است. آفتی که این روزها در عرصه حمایت از آثار تولیدی گریبان ما را گرفته است حمایت فله ای از برخی آثار تولیدی است. مثلا در حوزه کتاب برخی آثار از سوی نهادهای مختلف به شکل انبوه خریداری و به صورت رایگان توزیع می شود. به طوری که از یک کتاب دهها جلد به دست خواننده می رسد! این روش مناسبی برای حمایت نیست و گاهی می‌بینیم برخی نهادهای حاكمیتی آگاهانه یا ناآگاهانه در پی پایین نگه داشتن سطح سلیقه مردم هستند. وظیفه نهاد حاكمیتی این نیست. امروز بی توجهی به سلیقه عمومی جامعه را دچار کم مایگی و عقب ماندگی فرهنگی خواهد ساخت اگرچه در کوتاه مدت می تواند بر سیطره یک سلیقه خاص منجر شود!

وضعیت فعلی هنر و ادب انقلاب را در عرصه جهانی چگونه می بینید؟

اگر بگویم که ما در جهانی کردن فرهنگ و هنر انقلاب کار قابل توجهی انجام نداده ایم، سخن گزافه ای نیست. ببینید فارسی‌زبانان دنیا قریب 200 میلیون نفر هستند. ایران به عنوان مهد زبان فارسی باید در این سال‌ها از جغرافیای فارسی‌زبانان، مخاطبان زیادی را برای فرهنگ و هنر خود پیدا می کرد. در حوزه جهان تشیع و در دایره وسیع‌تر جهان اسلام، ما می‌توانستیم مخاطبان قابل توجهی برای آثار تولید شده در حوزه فرهنگ انقلاب بیابیم. حالا بماند که ما در سطح جهانی هم مخاطبانی دارم که مشتاق فرهنگ معنوی ما هستند. استقبال از برخی آثار نویسندگان خارجی که با اقتباس از داستانها و فرهنگ ایرانی و اسلامی آثار را تولید کرده اند گواه این سخن بنده است. نهادهای فرهنگی ما باید از خود بپرسند كه چرا ما در سینماهای تاجیكستان یا افغانستان حضور نداریم؟ چرا كتاب‌های شعر و رمان مان به افغانستان نرفته؟ چرا ترجمه‌مان ضعیف است؟ هنوز در تاجیکستان شاعران دهه 30 و 40 شناخته شده تر از شاعران ایرانی دهه70 هستند. با توجیهاتی چون «دشمن نمی‌گذارد» نمی‌توانیم از زیر بار مسئولیت شانه خالی كنیم. تا این نقص را در مورد خود قبول نكنیم، نباید انتظار بهبودی اوضاع را داشته باشیم.

اگر مدعی هستیم که جهان امروز نیازمند و مشتری ارزشهایی است که در انقلاب ما ظهور و بروز یافته، باید پیام و نمود این ارزشها را در قالب آثار فرهنگی و هنری به مخاطبان برسانیم.

 به نظر می‌رسد «شعر» بیشترین سهم را در حوزه‌های مختلف تولید هنر انقلاب داشته است. نظر شما چیست؟

بله، این‌طور است. به جهت اینكه ایران یكی از خاستگاه‌های اصلی شعر در جهان بوده است و طبیعی است اولین قالبی كه تحت تاثیر فرهنگ انقلاب قرار گرفت، شعر بود. در سال‌های نخستین بعد از پیروزی انقلاب و سال‌های دفاع مقدس، شعر تنها رسانه هنری انقلاب به شمار می رفت و شاعران از زندانهای شاهنشاهی تا میدان های نبرد جنگ صدای خود را با زبان هنر به گوش مخاطبان می رساندند. بسیاری از شاعران برجسته ما در این سال‌ها برای اهداف انقلاب شعر سرودند؛ شاعرانی مثل سپیده كاشانی، اوستا شهریار و... جای پای این نوع شعر در سال‌های قبل از انقلاب هم پررنگ است. البته افول و درخشش شعر هم در دهه های گذشته جای بحث و بررسی دارد که جایش اینجا نیست.

به عنوان سوال آخر بفرمایید نهادسازی‌های در عرصه‌ هنر انقلاب چه ضرورتی دارد؟

یكی از غفلت‌های ما در سه دهه گذشته كم توجهی به نهادسازی در حوزه فرهنگ و هنر توسط بخش غیرحاكمیتی بوده است. جریان‌ها و فعالیت های فرهنگی در كشور ما در چهار چوب دولت و نهادهای حاكمیتی اتفاق می افتد و همین  به ابتر ماندن آنها می انجامد. سیاست های حاكمیتی در حوزه فرهنگ، در خوشبینانه ترین حالت هشت سال به هشت سال با تغییرات دولتها عوض می‌شوند و به دلیل نبود برنامه کلان و از آن مهم تر عدم پایبندی به برنامه و گره زدن كلیت جریانات و فعالیتهای فرهنگی به دولت سبب جوانمرگی‌شان می‌شود. شاهد این مدعا اینکه بسیاری از کارهای ارزشمند در این سالها به دلیل تغییر دولتها نا تمام رها شده اند. به گمان من تنها راه توجه به طراحی و ایجاد نهادهای غیردولتی در حیطه فرهنگ و هنر انقلاب است. این بدیهی است كه وقتی وزیر فرهنگ عوض می‌شود، مدیر میانی عوض می‌شود و سیاست حمایتی هم عوض می‌شود! با تأسف باید بگویم که ما پایبند برنامه نیستیم و هر کس از راه می رسد برنامه نویی را با خود به همراه دارد و انگار در نظام اداری ما با سلیقه مدیران هماهنگ می شویم تا با برنامه. پس برای پرهیز از حیف و میل منابع و تعمیق و توسعه تولیدات فرهنگی بهترین کار نهادسازی غیردولتی در حوزه فرهنگ است. اگر ما در آغاز دهه چهارم انقلاب بتوانیم بخشی از وظایف و كارهای دولتی حوزه فرهنگ را به نهادهای غیردولتی كه امتحان خود را در حوزه جلب مخاطب و هم در حوزه سلامت فكری پس داده اند، واسپاری کنیم قطعا موفق‌تر خواهیم بود.

از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید تشکر می کنم.

بنده هم از حوصله شما و خوانندگان محترم تان سپاسگزارم.





نوع مطلب : چانه زنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 شهریور 1396 12:17 ق.ظ
Ahaa, its fastidious dialogue about this paragraph here
at this web site, I have read all that, so at this time me also
commenting here.
سه شنبه 14 شهریور 1396 04:18 ب.ظ
Can you tell us more about this? I'd want to find out more details.
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:54 ق.ظ
Hello, its nice paragraph concerning media print, we all
be familiar with media is a impressive source of facts.
شنبه 14 مرداد 1396 10:48 ق.ظ
I think this is among the most vital info for me.
And i am glad reading your article. But should remark on some general
things, The site style is ideal, the articles is really
great : D. Good job, cheers
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:59 ب.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of
any widgets I could add to my blog that automatically tweet my newest
twitter updates. I've been looking for a plug-in like this for quite some time and was
hoping maybe you would have some experience with something like this.
Please let me know if you run into anything. I truly enjoy reading your blog and I look forward to your new updates.
یکشنبه 5 تیر 1390 01:56 ق.ظ
یک حوزه فرهنگ است و هزار هزار حرف تمام نشدنی . . .
سید قاسم ناظمیو بعضا مفت...که به جایی هم نمی رسد!!!مث همین ها که خواندید!
شنبه 4 تیر 1390 09:00 ب.ظ
سلام و ارادتمند

برادر جان

پاورقی بروز شده و منتظر نظرات کارشناسی شما است
سید قاسم ناظمیما چه کاره باشیم جناب زارع ما میاییم استفاده می کنیم.
شنبه 4 تیر 1390 07:58 ب.ظ
سلام
با اجازتان منتشر کردیم
یاعلی
سید قاسم ناظمیاز لطف تان ممنون و سایت تان مبارک.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


چله
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید قاسم ناظمی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :