تبلیغات
چله
 
سه شنبه 15 مهر 1393 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی
بعد از سالها سلام به چله



نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


              

معاون هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران از اقدامات مختلف این معاونت در راستای ترویج فرهنگ اهدا و همچنین پیش‌گیری از حبس آثار هنری در خانه‌های مردم خبر داد.

سیدقاسم ناظمی در گفت‌وگو با خبرنگار شهر درباره ترویج فرهنگ اهدا اظهار داشت: موزه‌ها در دنیا، علاوه بر ارزش‌های نمایشگاهی و عرضه آثار، فرصت مغتنمی را نیز برای حفظ آثار فرهنگی و میراث هنری هر جامعه فراهم می‌کنند.

وی ادامه داد: طبیعی است که خانه‌های کوچک و دفاتر محدود امروز، ‌ظرفیت نگهداری همه آثار هنری‌ یک فرد را ندارند؛ این در حالی است که هر اثر هنری در کنار ارزش‌های مادی، ارزش‌هایی دارد که اگر مراقبت‌های علمی و فنی از آن‌ها نشود، رفته رفته از دست می‌روند.

معاون هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران افزود: بسیاری از موزه‌ها با شیوه‌های مختلفی تلاش می‌کنند آثار هنری را به شکل امانت‌پذیری یا اهدا، به گنجینه‌های خود اضافه کنند و از این فرصت برای بازدید مردم و مخاطبانشان بهره برند و در این راستا، در چند ماه اخیر یک تلاش طراحی‌شده در مجموعه معاونت هنری سازمان شکل گرفته است.

هنرمندان به موزه‌ها اعتماد کنند

وی توضیح داد: هدف از این برنامه‌ریزی این است ‌که مردم به موزه‌های ما اعتماد کنند و آثارشان را چه برای نگهداری و چه برای اهدا به ما بسپارند و در همین چند ماه اخیر، تعداد مناسبی آثار توسط مردم و گروه‌های مختلف به موزه امام علی(ع) تحویل شده و به گنجینه این موزه اضافه شده است که در میان آن‌ها هم آثار هنری برجسته وجود دارد و هم آثار متوسط.

ناظمی یادآور شد: اما هدفی که ما پیگیری می‌کنیم این است که بتوانیم این اعتماد را برای مردم و مخاطبانمان ایجاد کنیم که وقتی موزه کاری را به‌عنوان هبه و شکلی از وقف می‌پذیرد، این‌گونه نیست که این آثار کارکردهای دیگر پیدا کنند یا احیانا با آثار دیگری معاوضه شوند؛ بلکه در موزه باقی می‌مانند و از آن‌ها نگهداری می‌شود.

وی افزود: اقدامات دیگری نیز در این جهت صورت گرفته است. برای مثال یکی از کارهایی که امیدواریم در ماه‌های آتی به سرانجام برسد، راه‌اندازی یک گالری ویژه در باغ موزه هنر ایرانی است که به موزه شخصی اختصاص خواهد یافت.

آثار هنری نباید در خانه‌ها حبس شود

معاون هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران گفت: هدف از این کار این است که شهروندانی که آثاری نفیس دارند و می‌خواهند این آثار برای مدت محدودی در معرض دید مردم قرار بگیرد، این گالری در اختیارشان قرار گیرد و آن شهروند در مدت زمان معینی بتواند این اموال شخصی‌اش را در آن محل به نمایش بگذارد. در واقع ما تنها فضای نمایشگاهی برای این شهروندان که مجموعه‌ای از اثار هنری ارزشمند را در خالنه‌هایشان نگهداری می‌کنند، فراهم کرده‌ایم و امیدواریم در ماه‌های آتی این گالری موزه شخصی افتتاح شود.

وی توضیح داد: این کار موجب می‌شود آثار ارزشمند هنری در گوشه خانه‌ها و انبارهای شخصی منازل خاک نخورد و در عین این‌که ما مالکیت حقوقی و حقیقی این آثار را می‌پذیریم، در عین حال فرصتی فراهم می‌کنیم که شهروندان دیگر هم بتوانند حداقل از زیبایی آن اثر در مدتی معین بهره ببرند.

مردم مجموعه‌های شخصی‌شان را به ما بسپارند ناظمی گفت: امیدواریم این حرکت جدید که در سازمان فرهنگی هنری و معاونت هنری این سازمان شکل گرفته، ادامه پیدا کند و استقبالی هم که در ماه‌های اخیر از سوی هنرمندان از این اقدام شده، نشان می‌دهد که با وجود ارزش‌های مادی آثار هنری،‌ هنرمندان و مردم بی‌رغبت نیستند که مجموعه‌شان را به جایی که به آن اعتماد دارند به امانت بسپارند یا حتی اهدا کنند.

معاون هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران درباره بیمه و حفاظت از این آثار توضیح داد: طبیعتا موزه‌هی ما از یک ضریب امنیتی خوب برخوردارند. اگر هم احیانا قرار باشد آثاری در این گالری موزه شخصی به نمایش دربیایند که ارزش مادی خیلی بالا داشته باشند و نیازمند بیمه یا ترتیبات امنیت دیگری باشد، قطعا پیش‌بینی خواهد شد.

وی درباره مساحت این گالری موزه شخصی گفت: این گالری که در عمارت باغ موزه هنر ایرانی در حال تاسیس است، نزدیک به 200 مترمربع مساحت دارد و با توجه به امکانات و ملحقاتی که در کنارش وجود دارد، در مواقعی که ضرورت داشته باشد می‌توانیم از این ملحقات که کاربری‌های دیگری دارند، به‌صورت کمکی استفاده کنیم.

ناظمی افزود: تفاوت چنین نمایشگاهی با یک نمایشگاه هنری این است که شما در یک نمایشگاه هنری فقط شاهد نمایش آثار یک هنرمندید؛ ولی در این‌جا اگر شهروندی در خانه‌اش آثاری دارد که برای مثال مربوط به دوره قاجار است، حتی آثاری مثل میز، صندلی، تابلوی نقاشی، ‌قلمدان یا تابلوی خوشنویسی، می‌تواند همه را در کنار هم به نمایش بگذارد. همانند یک کشکول که می‌توان هر اثر ارزشمند هنری و تاریخی را در آن به نمایش گذاشت.

معاون هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران همچنین گفت: برای نمونه، ما به خانه مرحوم دکتر حبیبی دسترسی نداریم؛ ولی من می‌دانم که ایشان آثار نفیسی از فرهنگ و هنر ایران و جهان را در اختیار داشته و سال‌ها دنبال این بوده‌اند که موزه‌ای را به نام خودشان راه‌اندازی کند که گویا شهرداری تهران مقدمات این کار را فراهم کرده و شاید این موزه در سال‌های بعد راه بیفتد. ‌ولی اگر برای ایشان در قید حیاتشان چنین فرصتی فراهم می‌شد، همه می‌توانستند این آثار را ببینند؛‌ درحالی‌که امروز قطعا همه ما نمی‌توانیم به خانه دکتر حبیبی برویم.  وی اظهار داشت: لازمه ترویج فرهنگ اهدا این است که بین صاحبان اثر و محل تحویل‌گیرنده، اعتماد متقابلی شکل گیرد و خیال هنرمند راحت باشد که وقتی اثرش را اهدا می‌کند، خوب از آن نگهداری می‌شود، ارزش‌هایش حفظ می‌شود و به‌نحوی به آیندگان منتقل می‌شود.

هنرمندان به موزه امام علی(ع) اعتماد دارند

 ناظمی افزود: درباره موزه شخصی نگاه ما فقط مختص به هنرمندان نیست؛ زیرا امکان دارد شهروندان غیرهنرمند نیز آثاری داشته باشند که دیدنشان برای مردم جذاب باشد. درباره اهدای اثر به موزه نیز شاهدیم که هنرمندانی در ماه‌های اخیر آثارشان را به موزه‌ای که چنین گنجینه‌ ارزشمندی دارد اهدا کرده‌اند، و این یعنی اعتماد مورد نظر شکل گرفته است.  

وی یادآور شد: در این مدت مجموعه‌داران و هنرمندانی آثارشان را به موزه امام علی(ع) اهدا کرده‌اند. برای نمونه نصراله افجه‌ای همزمان با برپایی سالروز تولدش در موزه امام علی(ع) و داوود نیک‌نام همزمان با برپایی آیین تجلیل از نگارخانه‌های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران آثارشان را به موزه اهدا کردند. پیش از این نیز یک تابلو فرش از طرف عباس طاهریان و یک جلد لاکی دوره قاجار از طرف نصراله آقاجان به موزه اهدا شده است.





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 اسفند 1391 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

آونگ در آغوش ساعت

 

ماهی در تنگ آب

 

توپ در انتظار شلیک

 

و شاخه های خشک آبستن جوانه ...

           

 می مانند،

 

تا سر انگشت تو زندگی را فرمان حرکت دهد.





نوع مطلب : خیال و تغزل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 آبان 1391 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

بیش از آنکه شعر باشند عرض ارادتند و بهانه توسل و التجا تا چه قبول افتد و در نظر آید

 

گلی دارم که اقبالش بلند است

جهانی بر نگاهش مستمند است

بنازم دستهای کوچکش را

کلید هرچه قفل و بست و بند است

 

دلم بر آتش سوزان سپند است

میان ما و دریا راه بند است

یکی از این کمانداران بپرسد

در این صحرا بهای آب چند است؟

 

ز دست بسته و بی چاره گی داد

ز بی آبی،عطش،غم،گریه،فریاد

علی باید بسازیم و بسوزیم

عمو رفت و نیامد داد و بیداد

 

پر از سوزی،پر از شوری،پر از جوش

نه در گهواره می خوابی نه آغوش

زعشق آتش گرفتی این عطش نیست

به تیری کی شود این شعله خاموش!

 

زلال و ناب می آید به خیمه

صدای آب می آید به خیمه

چه آرام است در آغوش بابا

یقین سیراب می آید به خیمه

 

 





نوع مطلب : خیال و تغزل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1 مهر 1391 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

 

این پرچم به بهای خون مردان  و زنان بسیاری پابرجاست؛مردان و زنانی که برای استمرار دین الهی جانشان را بر کف گرفتند و فارغ از قوم و نژاد و قبیله در کنار هم ماندند تا شهادت را در آغوش گرفتند.

مدیون همه آنهاییم.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 مرداد 1391 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

این روزها که حالی برای نوشتن نیست با شعری از علیرضا قزوه به روز می شوم.قزوه این شعر را برای زلزله دیار ما سروده است:

سه دانگ از صدای عاشیق ها
 
هنوز در زیر آوار است
 
و شمس تبریزی
 
آمده است به فعلگی و معلمی قرآن
 
جایی در حوالی اهر
 
و شیخ محمود
 
دارد از زیر همین آوار
 
مثنوی و قرآن بیرون می آورد و می خواند:
 
"همه عالم به نور اوست پیدا ..."
 
ستارخان هنوز یک پایش در زیر آوار است
 
فریاد می زند که از سفارتخانه های اجنبی
 
کمک قبول نباید کرد
 
حالا با شمس در محله ی سلّه بافان می چرخم
 
با ناصرخسرو به خانه ی قطران می روم
 
آن روز هم که زلزله آمد
 
چهل هزار تن مردند
 
همیشه خاصیت زلزله همین است
 
که روح ها را
 
به هم می ریزد
 
کمال را از خجند می برد به سرخاب و
 
باکری را از مجنون می کشاند به آسمان ارومیه
 
و مرا از این گوشه ی جهان می برد
 
به کوچه ی دلتنگی آقامحمدحسین بهجت تبریزی...
 
یکی دست شهریار را بگیرد
 
که بیرون زده ست این وقت شب
 
با زیرشلواری و همان کلاه پوستی
 
در محله ی پدری
 
دنبال حبیب و رفقایش می گردد...
 
تاریخ می گوید این زلزله
 
پس زلزله هایی ست
 
که پیشتر آمده بود
 
و این از خواص زلزله الارض است
 
که گاه تکه ای از بسطام را می برد به بم
 
و کوه حیدربابا را
 
این وقت شب
 
آورده است به رختخواب ابری من
 
در دهلی نو
 
و من از او مدام
 
سراغ ساز "عاشیق عیمران" را می گیرم...




نوع مطلب : خیال و تغزل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 8 خرداد 1391 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی


ورود جامعه إیرانی به دنیای مدرن و تغییر شیوه های زندگی،أخلاق عمومی و رفتارهای سنتی أخلاق گرایانه را مورد تهدید قرار داده و بر نابسامانی های اجتماعی أفزوده است. بر پایه آمارهای رسمی آستانه تحمل اجتماعی در سالهای اخیر حداقل در كلانشهرها به شدت كاهش یافته و رفتارهای نابهنجار به أمرى طبیعی تبدیل شده است.در چنین وضعیتی قانون به تنهایی گزینه ای نیست كه بتواند آرامش را به روح و روان جامعه برگرداند و نظام بهنجاری را سامان دهد همچنان كه در كشورهای دیگر هم كه تجارب مستمری از قانون گرایی دارند كاری از دست بخشنامه ها و قوانین بر نیامده است.البته این سخن به معنای نفی كاركردهای قانون در نظم بخشی به جامعه نیست ولیكن بهنجار شدن اجتماعی، ابزارهای دیگری را هم طلب می كند.به گمان من یكی از این ابزارها، بهره گیری از هنر است.
نقشی كه هنر در فرهنگ سازی و اصلاح اجتماعی می تواند بر عهده گیرد بی گمان تاثیرگذاری و دوام بیشتری دارد و همین، فرایند درونی سازی فرهنگی را تسهیل می كند.هنر این توان را دارد كه بدون توسل به ابزارهای خشن و خشك رفتارهای عمومی و فردی را تغییر دهد و یا متحول كند و یا رفتارهای دیگری را به جای آنها بنشاند.این ادعا با گذری كوتاه بر دوره های مختلف تاریخی قابل اثبات است.برای مثال نمی توان در سده های گذشته تأثیر گلستان سعدی را بر فضای رفتاری جامعه ایرانی نادیده گرفت.می توان گفت بخش عمده ای از رفتارهای فردی و اجتماعی جامعه ایرانی تحت تاثیر همین كتاب كم حجم شكل گرفته و استمرار یافته است.
به تعبیر دیگر أخلاق عمومی و تولیدات هنری مدام در یك فضای بده بستانی تحت تاثیر یكدیگرند اما هنر در كنار روایت و نقد واقعیت ها نگاهی جدی به آرمانها و ارزشها دارد و تحقق آن را پی جویی می كند.
در این میان ادبیات به مثابه خلاقانه ترین هنرها نقش ویژه تری دارد.ادبیات با تكیه بر گونه های مختلف و با مددگیری از قدرت خیال زوایای پنهان و پیدای جامعه را می كاود و چون آیینه ای صیقلی راستی ها و كژی ها را باز می نمایاند.
در نقد وضع موجود ودر گزارش كاستی ها گونه ادبی طنز و شاخه های مرتبط با آن همانند مطایبه، هزل و حتی هجو نقش بارزتری دارند و در دوره های مختلف به اقتضا و طلب زمانه ظهور و بروز متفاوتی داشته اند اما علی رغم همه تهدید و تحدیدها نقش اصلاح گرایانه خود را فرو نگذاشته اند.
این گونه ادبی در دوره معاصر نیز فراز و فرود های بسیاری را بر خود دیده اما نوع فاخر آن از سوی مخاطبان و كم و بیش از سوی مسئولان مورد حمایت و تقدیر قرار گرفته است.سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران مفتخر است كه از جمله نهاد های پیشرو در عمومی كردن و حمایت از این هنر شریف بوده و فضای فعالیتی مناسبی را برای بالندگی طنز فاخر و طنزآوران ارجمند فرآهم كرده است.برگزاری چهارمین دوره جشنواره طنز طهران، تجلیل از نام آوران طنز كشور و برگزاری مستمر جلسات تخصصی طنز در فرهنگسراهای تحت پوشش بخشی از آن چیزی ست كه در معاونت هنری سازمان در حوزه طنز در حال انجام است اما این   همه كاری نیست كه باید انجام شود و ما در این راه نیازمند همراهی تولیدگران حوزه طنز و طنزآوران برجسته می مانیم.





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 23 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

هنرمند در محاجه مدام با خویش و هستی‌ست.او با همه هستی خود به جستجوی حقیقت و کشف گستره‌های نو و بدیع در عرصه اندیشه و زندگی می‌باشد. ‌ستیز هنرمند با مقبولات و مشهورات عامه و شوریدن او بر قواعد مرسوم حاصل این مواجهه درونی و برونی است. این سلوک دیگرگون ، افق‌های روشن زندگی را در پیش روی انسان معاصر گشوده و لذت زیستن را بر او بخشیده است،بی گمان این فرصت بی‌مدد مجاهدت‌ و تلاش‌های جسارت آمیز هنرمندان به دست نمی‌آمد. هنرمند در این عرصه با شهود و آگاهی، از قعر دریای حیرت و تاریکی مفاهیم ناب و جان افروزی را صید می‌کند و با آراستن آن به زیبایی‌های هنر به جامعه عرضه می‌نماید.

نگاه واکاوانه به تعاملات انسانی و اجتماعی و باز نمایاندن داشته‌ها و کاستی‌ها و فراز و فرودهای انسانی فرصتی است که فقط نقش آیینه‌گی هنرمند می‌تواند در اختیار جامعه بگذارد؛ فرصتی که گاه مورد غفلت قرار می‌گیرد و هزینه‌های مترتب بر آن را جامعه و تاریخ بر دوش می‌کشند.

هنرنمایش به سبب بهره مندی از هنرهای مختلف و ارتباط بی واسطه و زنده از ویژگی خاص و منحصر به فرد برخوردار است. هنر نمایش در بازتاب رفتار، اندیشه و نیازهای انسان توفیقی شگرف دارد و وظیفه بزرگ هنرمندان،پاسداشت این موهبت بزرگ و تعمق در مفاهیم انسانی و دینی و ارایه کشف ها و رهیافت ها با زبان این هنر باشکوه و ارزشمند است.

بی‌شک در حوزه هنر شهری، هنر تئاتر می‌تواند شیوه‌ای برای اعتلا و ارتقاء فرهنگ عمومی و شهروندی باشد. «نخستین جشنواره تئاتر شهر تهران» به مدد هنرمندان شایسته این کلان شهر فرصت خوبی است تا در رسیدن به یک آرمان شهر اسلامی و ایرانی تلاش کنیم. این هدف بزرگی است که هنر می تواند سنگینی آن را بر دوش کشد و بار آن را به منزل مقصود برساند.





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

                                   به بهانه تجلیل از استاد مهدی لزیری

 بزرگی گفته بود که تبریز نشاگاه است و به محض قدکشیدن درختچه ها باید آنها را از نشاگاه بیرون آورد و در جای دیگری دوباره کاشت تا به درخت تناوری تبدیل شوند و گرنه رشد برگ و بارشان از قدکشیدن و رسیدن نور یکسان جلوگیری خواهد کرد و شاخه های شان به تزاحم در چشم یکدیگر خواهد رفت.

در دو سده اخیر به اعتبار برجستگانی که از این شهر برخاسته اند و نامشان زینت بخش تاریخ دور و دراز این دیار است، این قاعده غالب بوده و بسیاری از فهول و فرازمندان تبریزی در سایه یکدیگر مانده و هرز رفته اند البته برخی نیز مجال ظهور و بروز یافته و درخشیده اند.

نمی توان تبریز را به خاطر اینکه می تواند به فراوانی مردان و زنان بزرگی را در دامان خود پرورش دهد، نکوهش کرد، این موهبتی است الهی که باید به شکرگزاری آن برخاست اما نباید گذاشت که این فراوانی به ناشکری و ناسپاسی بیانجامد. اگر همانند مردمانی که در کرانه یک رودخانه پرآب می زیند به تدبیر این فراوانی برنخاست چه بسا این نعمت به نقمت بدل شود.

وظیفه مهار، توزیع و طراحی شیوه های بهره مندی از این رودخانه خروشان، بر دوش حاشیه نشینان این رودخانه نیست بلکه مدیران و تصمیم گیران این شهر باید این وظیفه را به انجام رسانند و با فرصت آفرینی مستمر، امکان بالندگی را برای فرهیختگان و برجستگان از سویی و مجال ارتقای فرهنگی و اجتماعی مردم را از سوی دیگر میسر سازند. اما آنچه امروز در پیش روی ماست نشان از این دارد که کار شایسته ای در این حوزه به انجام نرسیده است.

چه آدمهای بزرگی که در این شهر غریب، مهجور و حتی مطرود بوده اند اما آوازه شان از مرزها گذشته است و چه بسیار آنهایی که حتی همسایگان و دوستانشان هم وسعت علم، هنر و معرفت شان را در نیافته اند و چه بی شمار ستارگانی که از این شهر کوچیده اند و چراغ روشن فضل و ادب و علم و هنر گردیده اند.

من برخلاف بسیاری از هم نسلانم بر این باور نبوده ام که همه اهل فضل و هنر باید از این شهر بکوچند و در عین حال چنین فکر نمی کنم که باید به هر بهایی در این شهر ماند و خلاقیت و استعداد را فدای تعصبات جاهلانه کرد. راه درست، تبعیت از قاعده آب روان و ظرف محدود است؛ تصور غلطی است اگر خیال کنیم آب از ظرف محدود سرزیر نشود و محدودیت آن را بپذیرد. آب جاری می شود اما هماره به اندازه ظرفیت ظرف، آب در دسترس خواهد بود. حال اگر جامعه و مدیران آن به وضع موجود راضی نبودند، باید به جای نفرین زمین و زمان در پی وسعت بخشیدن به ظرفیت ظرف باشند.

مهدی لزیری از هنرمندانی است که اگر تبریز را به حال خود رها می کرد و کوچ را می گزید امروز، روز و روزگار دیگری داشت اما او از نام نان گذشت و ماند تا فرصت ذوق ورزیدن،دیگر گونه دیدن و هنرمندانه زیستن در این دیار گسترش پیدا کند.

حاصل این انتخاب، جریان اصیل و سالم هنر نمایش در این شهر است اگر از هنر نمایش تبریز و آذربایجان نام و حضور مهدی لریزی را پاک کنیم، بدون اغراق بخش قابل توجهی از عقبه تاریخی این هنر در دهه های گذشته با فقر و کاستی مواجه خواهد شد.

تبریز همچنان به امثال مهدی لریزی نیازمند است تا این فضای تنگ و برکه آرام به وسعتی عظیم و دریایی عمیق پیوند بخورد و امروزش شایسته پیشینه تاریخی اش باشد.





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 9 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سید قاسم ناظمی

امروز شعری از حامد عسکری را در مجله تازه منتشر شده داستان خواندم. عسکری را از جشنواره شعر خط سوم مرحوم!می شناسم.در داوری ها،شعرش را دیدم و در جشنواره خودش را .آن موقع هم شعری در باره تبریز داشت که مورد توجه جشنواره هم قرار گرفت.

در این روزهای بی خبری و کسالت وبلاگی این شعر را برایتان می آورم:

 

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه

عشق کاری کرده که تبریز می سوزد ز آه

بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد

با من تنهاتر از ستارخان بی سپاه

موی من مانند یال اسب مغرورم سپید

روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه

هرکسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق

کنده پیر بلوطی سوخت نه یک مشت کاه

کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود

یک نفر باید زلیخا را بیندازد به چاه

آدمی زادست و عشق و دل به هر کاری زدن

آدم ست و سیب خوردن،آدم ست و اشتباه

سوختم دیدم قدیمی ها چه زیبا گفته اند

دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
چله
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید قاسم ناظمی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :